تبليغاتX
قیل و قال
یادمه یک زمانی وبلاگی شروع کردیم به نام چهل حدیث . هر حدیث جالبی می دیدیم یا آیه ای چیزی فورا به انضمام یک سری مطلب دیگه می انداختیم تو وبلاگ .

کار کسل کننده ای بود . من نه آخوند بودم نه طلبه و نه هیچ چیز دیگر. ولی خب خیلی ها فکر می کردند مثلا شاید آخوندی چیزی پشت این وبلاگ است . همین بود که یه خبرگزاری هم یه زمانی با ما مصاحبه کرد که کلا هدفت چیه و چرا و وبلاگ مذهبی چیه و از این مسخره بازی ها ....

گذشت گذشت تا اون شوق و ذوق اولیه رفت. نمی دونم . شاید من تغییر کرده بودم . تعدیل شده بودم . اون شور مذهبی بچگی - که در هر بچه ای کما و بیش وجود دارد - دیگر نبود. تعطیلش کردم ...

گفتم بیام یه وبلاگ معمولی بزنم که هر چی دوس دارم توش بنویسم . شد مثلا قیل و قال . یه دومین هم خریدم که دیگه با چهل حدیث دات بلاگفا باز نشه ...اون هم چند ماهی بیشتر دوام نیاورد و تمام ...

حالا هر از چند گاهی شاید هر چند ماه یک بار سری به وبلاگ بچگیم می زنم که ببینم هنوز فعاله یا بسته شده ! و در کمال ناباوری می بینم که بازدیدش از زمانی که فعال بود و کلی دوست داشتیم خواننده داشته باشه بیشتره !!!

امشب هم بعد چند ماه یه سری زدم که ببینم بازه یا بسته ؟ زندس یا مرده ؟ که دیدم جالبه که امروز حدود 110 بازدید کننده داشته ! چیزی که باعث شد این چرت و پرت های بالایی را بنویسم ...

رفتم وبگذر ببینم وبلاگی که خود من بهش سر نمی زنم چجوری اینقدر بازدید کننده داره که متوجه شدم:   اکثرا یا اطلاعاتی از "آیت الله خامنه ای " می خواستند یا "امام زمان" عج یا "فرزندان"  آقای خامنه ای .

که برام جالب بود که بین نسل جوون یه تشنگی پنهان و خاصی وجود داره برای شناخت دقیق رهبر مملکتشون . و البته معارف و احادیث اهل بیت مخصوصا امام زمان .

یادمه زمانی که وبلاگم فعال بود یه ایمیلی اومد برام از یک دانشجوی افغانی ساکن ایالت "شریف مزار " ( نمی دونم خودش اینطور نوشته بود ) . که شدیدا کنجکاو بود درباره ی مهدی موعود و اطلاعاتی ازم می خواست که به شخصه سوادش رو نداشتم . فقط تونستم چند تا ای بوک براش بفرستم .

یا یک دانشجوی ایرانی مقیم فرانسه که ایمیل امام زمان را از "من(!) " می خواست .

این ها ، تشنگی صادقانه نسل جوون نسبت به ناگفته ها و مجهولیات دین و آیینمان را نشان می دهد . چیزی معما گونه بنام انتظار - ظهور - امام زمان و از این مسائل . یه آدمی باید صادقانه بیآید و بکاود و پاسخ گوید . شاید کسی غیر از "من" .

دیگه حرفی ندارم جز اینکه خودتان باشید و از زندگی لذت ببرید . همین . ممنون

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 0:54 توسط امین

به نام او

نمی دانم باید سلام کنم یا خداحافظی. مثل زمانی که عجله داری و  آشنایی تو را می بیند. باید هم سلام کنی و هم خداحافظی. سلامخداحافظ !

فایده ای ندارد. هر کار بی هدفی محکوم به فناست. وبلاگ نویسی هم. هدفی که نتیجه ای نداشته باشد با هدفی که وجود نداشته باشد فرقی نمی کند. هر دو محکوم به فنا هستند.

درگیری به مسائلی که غیر از دغدغه ی ذهنی و چالش معرفتی نتیجه ی دیگری ندارد نباشد بهتر است. حال من بنویسم یا ننویسم . فرقی نمی کند . نه قدرت دارم و نه مخاطب موثر و ... ننویسم بهتر است.

 نمی دانم. شاید دوباره دچار دگردیسی فکری شده باشم. وقتی می بینم اظهار نظر درباره ی مسائل سیاسی دردی دوا نمی کند ٬ بلکه بر دردهای من می افزاید رهایش می کنم.

چند مرجع تقلید ٬ چند ده امام جمعه ٬ چند صد نماینده مجلس ٬ چند هزار وبلاگ نویس ٬ چند میلیون ایرانی همه با هم فریاد کنند چه می شود؟  ... اندکی صبر

از عملکرد غیر قابل دفاع حالم به هم می خورد . نمی شود گوش ها و چشم ها را "تکذیب" کرد . نمی شود فریاد ها را "کان لم یکن" تلقی کرد . نمی شود احساس ها را "انفصال از خدمت " كرد ...

خسته شدم . هر روز همان بحث هاي تكراري . از اينكه بگويم . بحث كنم .اثبات كنم . نفي كنم.  از همه اين ها خسته شدم.

قبول دارم . ديكته نا نوشته غلط ندارد. ولي غلط نوشته شده تاوان دارد. تاوانش چيست؟ ... اندكي صبر

انسان ذاتا خود خواه است . ولي بعضي موقع نمي داند كه چه مي خواهد . "كه چي؟ " فيلتر خوبي است. هر چيزي و هر كاري به نفعت است بچسب ٬ بقيه را بريز دور . عقيده ات چيست ؟ نفعت را عقيده ات مشخص مي كند . به چه اعتقاد داري؟ در اعتقاد تو نماز منفعت است ؟ يا ...

خيلي سخت است. بخواهي كاري انجام دهي ولي از عهده ات خارج باشد. بخواهي فريادي بزني صدايت به جايي نرسد . "قيل و قال" بكني به پشيزي حسابت نكنند .

مي نويسم كه نوشته باشم . نوشتن را براي نوشتن مي خواهم . براي دل خودم مي نويسم و از اين حرفا. همه اش شعار است . نوشته اي كه تاثيري نگذارد با نوشته اي كه وجود نداشته باشد فرقي نمي كند.

وبلاگ مي نويسي . اعتراض مي كني . انتقاد مي كني . سند رو مي كني . دليل اقامه مي كني . گلو پاره مي كني... آب از آب تكان نمي خورد ...

عجب كار حشويست اين وبلاگ نويسي ...

پ ن :

۱. ماه رمضان ٬ ماه مهماني خداست .يك ماه در خانه ي خدا لنگر مي اندازيم و چتر باز مي كنيم. يك ماه خدا مهمان داري مي كند . يك ماه از خدا مي خواهيم و يك ماه خدا مي دهد . خدا ما را خيلي شرمنده كردي خيلي ...

۲. شرمنده آنیم که در روز مکافات           اندر خور عفو تو نکردیم گناهی

۳. اين وبلاگ تعطيل نيست ٬ فقط  تا اطلاع ثانوي  آپ ديت نمي شود!

۴. و توصيه مي كنم از زندگيتون لذت ببريد . زندگي را سخت نگيريد كما اينكه خدا سخت نگرفت. بر خلاف اعتقاداتتون عمل نكنيد چون اذيت مي شويد و ايمان داشته باشيد به خدايي كه در اين نزديكي است ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:22 توسط امین

به نام او

- حکما حقیقت یک چیز است . نمی شود یک عدد هم زوج باشد و هم فرد . نمی شود هم خر باشد هم خرما . حقیقت یک چیز است .

- اولین روز ماه رمضان علاوه بر احساس تازه و لطیف دم اذان - که ربنای شجریان ایجادش می کند - لطف دیگری هم دارد . آن هم رونمایی فیلم های مناسبتی شبکه های مختلف سیما است. فیلم هایی عمدتا جالب . سال پیش هم سریال های خوبی پخش شد. شاید بعضی ها به خاطر بالا بردن شان منتقدانه خود سریال های سیما را قبول نداشته باشند ولی حقیقت این است که این سریال ها مخاطب بسیاری را در ایران بعد از اذان پای گیرنده ها جاگیر می کند.

- یکی از همین سریال ها ٬ که البته از سایرین پرمایه تر به نظر می رسید ٬ سریال روز حسرت به کارگردانی سیروس مقدم  -کارگردان الیاس! - است.

- برایم جالب بود . زوج جوانی که پس از عروسی آهنگ رحیل می کنند و به جاده می زنند. کمی می گذرد . پوریا پورسرخ که نقش جوان تازه داماد را بازی می کند خیلی طبیعی سی دی موسیقی را داخل چنجر می گزارد . ناگهان همسرش - معصومه - نگاه غضب آلودی می کند که ...

- جواب تازه داماد اما جالب است : بابا مجازه . وزارت ارشاد مجوز داده .اشکالی نداره که . دیگه کاسه داغتر از آش نشو ...

جالب بود . حظ کردم. به تعریض این نکته را بیان می کند که وزارت ارشاد اسلامی هرآنچه را مجاز اعلام کند حلال و هر آنچه را اعلام نکند حرام!

- بگذریم از اینکه بعضی از ما برای راحتی کار خود٬ فرمایشات - غیر کارشناسی - حکومتی را سرلوحه ی  خود قرار می دهیم و حتی به واسطه ی آن احکام رساله ی مرجع تقلید کارشناس خودمان را خنثی می کنیم!

- اسلام یعنی حقیقت . یعنی قرآن . یعنی حدیث . یعنی عالم دینی مستقل!

- به قول علی الهی - دوست گرامی - در مسایل کارشناسی مثل حجاب از فرمانده ی انتظامی گرفته تا امام جمعه و غیره برایش حد تعیین می کنند . حال آنکه حجاب یک حقیقت بیش نیست و آن این است : حجاب در قرآن !

- راست می گفت . علم الهدی را می گویم . امام جمعه ی مشهد . می گفت چرا باید یک زن پرچم دار ایران در المپیک باشد . این در حالی است که در هیچ یک از کشور های دنیا -علی رغم سابقه و مدال آوری -  زن پرچم دار کاروان نیست. می گفت به لحاظ شرعی مشکل دارد و به نظر من استدلال های قابل تاملی هم داشت ٬ اما بدون در نظر گرفتن استدلال های حاج آقا ٬ صحبت هایش -بقول آخوند ها ۰ تخطئه شد. 

اما من مطمئنم این یک نوع پوپولیسم بین المللی است برای نشان دادن چهره ای که نداریم . در همه ی کشورها رسم است پرچمدار بزرگ کاروان ٬ با سابقه ترین یا پر مدال ترین و شاید هم مسن ترین فرد باشد ولی در کاروان ما ...                                                                                          

محمد نوری زاد یک کارگردان است . شاید بشناسید . کارگردان حزب اللهی و اصولگرا . از آن دوستانی که آدم را از وجود دشمن بی نیاز می کند! این آقا به عنوان مثال  می خواست با فیلم سیصد مقابله کند . چهل سرباز را برای تلویزیون و پرچم های قلعه ی کاوه را برای نمایش در سینما ساخت. خدا وکیلی چند نفر شما اسم این فیلم ها به گوشتان خورده؟!

جدیدا طی اظهاراتی عجیب گفته : « بر همگان واضح و مبرهن است که ماندن یا رفتن مشایی مطلقا دراندازه ای نیست که به یک مرجع تقلید ( باهمه احترامی که برایشان قائلیم ) ارتباط قانونی داشته باشد . مگر، مگراین که برای آنان ، جایگاهی فراتراز قانون قائل شویم . »

و در جایی دیگر می گوید :« آقای مکارم بجای دخالت درکارهایی که به حوزه های دیگرمربوط است ، باشجاعت تمام می آمدند و میلیاردها وجه مقلدینشان را به حساب دفتر رهبر، که خود مرجعی شجاع و مدیر و مدبرو متقی است و امتحانش را درعرصه های گوناگون پس داده و اداره یک کشور و توجه به انتظارات یک جهان با اوست واریز می فرمودند وسایرمراجع را نیز به این مهم دعوت می کردند و باتجمیع این وجوه ، دست رهبر را برای کارهای بزرگی که درپیش است ، می گشودند . »

ادامه ی صحبت های ایشان را اینجا بخوانید : اظهارات وقیحانه یک کارگردان ارزشی نما به مراجع عظام

عجب ... این آقا فکر نمی کند که آقای مکارم هم دفتر دارد . انتشارات دارد . مدرسه ی علمیه دارد . طلبه دارد . نان خور دارد . بعد می آید به مرجع تقلید فتوا می دهد که ...

بعد اینکه چطور شما حق دارید به آقای مکارم امر کنید پول هایش را کجا واریز کند ولی ایشان حق ندارد در جواب یک استفتاء به عنوان یک شهروند نظر خود را درباره ی اظهارات خنده دار رحیم مشایی ابراز کند....  بگذریم !

- به هر روی حقیقت یک چیز است . مصلحت یک چیز دیگر . و بدی اسلام دولتی هم همین است . بعضی موقع حقیقت فدای مصلحت می شود . برای رفع اتهام از دگماتیسم به آهنگ هایی مجوز می دهند که ... صد رحمت به آهنگ های لس آنجلسی.

واما من آرزو دارم روزی همه ی مجتهدان و فقیهان زیر یک سقف جمع شوند و  شورایی از بین خود برگزینند که درباره ی مسائل اسلامی - آن گونه باید - اظهار نظر کند . همین . ممنون

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:29 توسط امین |

به نام او

همیشه به وبلاگ احمدی نژاد سر می زنم. و دلم خوش است که ریس جمهورم هم وبلاگ نویس است. این دفعه هم مثل همیشه ... همان نوشته ها وهمان  نظرات ...

+ محس تنوع سری به صفحه ی انگلیسی و عربی وبلاگ زدم. نظرات مردمی را خواندم ... وای ... داشتم از تعجب شاخ در می آوردم .

- در حالی که نظرات و سوالات مردم خودمون در سایت ریس جمهور تایید نشده و نمایش داده نمی شود ٬ نمایشگاهی از فحش و بد و بیراه در قسمت نظرات کنار صفحه ی عربی و انگلیسی مشخص بود ...

+ به عنوان یک ایرانی توهین به ریس جمهور کشورم - آن هم در سایت خودش- توسط عده اجنبی را بر نمی تابم.

+ در اینجا گوشه ای از نظرات لطف(!) مردم محترم عالم و بهترین مردم دنیا از نظر ارتباطات(!) نسبت به ریس جمهور را عینا کپی پیست می کنم به انضمام ترجمه.

۱.
الشامی از امریکا
الموت لاحمدی نجاد. الموت لاحمدی نجاد
 
مرگ بر ...   مرگ بر ...
 
۲.
سالم محمود عربستان
أسأل الله أن يقتلك شر قتلة وأن يعذبك عذابا شديدا أيها المجرم الوغد
 
از خدا می خواهم تو را بکشد و عذاب سهمناکی دهد ای مجرم پست!
 
  3. Nicolas from usa
   Youre one of the most stupid president ever ! Im sure about half of the     comments posted of this blog are just totally fake and used as propaganda 
 
تو (احمدی نژاد) یکی از احمق ترین ریس جمهورهایی هستی که تا حالا بوده . من مطمئنم نزدیک نصف نظراتی که در این وبلاگ درج می شه ساختگی است و برای جنگ رسانه ای (پروپاگاندا) استفاده می شه.
 
 
 
  4.Jack Meyhoffer from usa
I hope someone puts a bullet in your head very soon.
 

 من آرزو دارم یک نفر یک گلوله توو سر تو خالی کنه به زودی.

 

 5.kevin from usa You are the type of man that would start WW3. You say some pretty stupid things sometimes.
 
تو از اون مردايي هستي كه جنگ جهاني سوم را شروع خواهد كرد . تو بعضي بعضي موقع حرف هاي زيباي احمقانه اي مي زني. 

  6. ken mcfly from usa
  die slow ...
 
   .... آرام بمیر   

 

- جالب این است که مسئول ساماندهی این وبلاگ دفتر ریاست جمهوری است و نظرات فوق همه با تایید مسئولین مربوطه به نمایش گذاشته شده.

+ اما بی تعارف باید گفت : آیا واقعا این سایت صاحب دارد؟!

- چندی پیش محمد رضا رحیمی - معاون حقوقی ریس جمهور- از سایت الف به اتهام نشر اکاذیب شکایت کرد. این در حالی است که سایت الف با ارائه ی مستنداتی مدرک افتخاری و ننگین علی کردان وزیر کشور را زیر سوال برد. هم اکنون سایت الف به دستور داد(!) ستانی فیلتر است...

- بنا به اظهارات غیر رسمی فریدالدین حدادعادل - سردبیر همشهری جوان - مجله ی ایشان به زودی توقیف خواهد شد . اتهام وارده رواج بی بند و باری و ابتذال در مقاله ی "عاشقی هرکی هرکی شد" می باشد. حال آنکه این مقاله صرفا به بیان روشن بینانه ی عشق های امروزی می پردازد.

- اسفندیار رحیم مشایی را همه می شناسید ... بعد از جریان ترکیه چند سال پیش و غیره طی سخنانی عجیب و محیر العقول مردم اسراییل را دوست مردم ایران خطاب کرده.

البته خود آقای مشایی یک  از ۷۰ میلیون مردم ایران هستند و به عنوان "مردم" حق دارند با هرکس و ناکسی دوست باشند ولی ...

ولی من به عنوان یکی از "مردم" اعلام می کنم نه تنها دوست مردم "اسراییل" نیستم بلکه حالم از ایشان بهم می خورد... پس حداقل به جای من صحبت نکنید ... سخنگوی دیپلماسی که نیستید ... سایر مردم به خودشون مربوطه چه کسی وکیله دیپلماسی شونه... به جای "من" صحبت نکنید لطفا.

یادتون که هست ... ریس جمهور اسراییل را نامی مجعول خواند و خواستار محو اسراییل از صفحه ی روزگار شد... پس طبیعتا مردم اسراییل وجود ندارند چون خود اسراییل رسما وجود ندارد و محو اسراییل یعنی محو هر چیز منتسب به اسراییل خواه مردم "اسراییل" خواه دولت "اسراییل".

من و سایر دوستان (خواستید اسمم میارم به عنوان مثال ۲۰۰ نماینده ) خواهان ( نه عذر خواهی و نه استعفا)  مشایی بلکه خواهان عزل وی هستیم ... ولی ریس جمهور بجای عزل برای فریفتگان اسراییل احساس ترحم می کند. «بله به بهانه های واهی به سرزمین های اشغالی آمدند ما دوست ایشانیم! و لمان به حال ایشان می سوزد!»

- وبلاگ شخصی یعنی هویت ... خیلی مهمه که تصویر خوبی از هویت ریس جمهور در وبلاگش نقش ببنده... و هتاکان اجازه هتک حرمت نداشته باشند ...

دفتر ریاست جمهوری مسئول ساماندهی وبلاگ ریس جمهور بدترین ٬ توهین ها علیه ریس جمهور را به نمایش می گذارد . معاون حقوقی - رحیمی - سایت الف را به خاطر زیر سوال بردن مدرک دکترای  افتخاری(!) علی کردان با شکایت فیلتر می کند. حال شما بگویید : شخص ریس جمهور مهم تر است یا  مدرک مشکوک افتخاری ( بخوانید ننگین که چیزی جر ننگ برای دولت نداشت) وزیر کشور ؟!

نیت خیلی مهم است ... بله همه چیز نیت است ... من واقعا از نیت دوستان گرداننده ی وبلاگ شخصی ریس جمهور در تایید برخی نظرات خبر ندارم... احتمالات :

۱. بی سوادند . زبان بلد نیستند. پیشنهاد : رک منوچهر متکی ٬ وزارت خارجه ٬ کلاس زبان start eng

۲. معتقد به آزادی بیان هستند و آزادی بیان را از که آموختند ؟ از محمد رضا رحیمی یا مشایی ؟ نمی دانم . اینقدر معتقد به این اصل هستند که حاضرند آرزوی یک یانکی برای - خوردن یک تیر به سر ریس جمهور - را نمایش دهند ...

۳. مغرضند . رک حراست و وزارت اطلاعات!

۴.اصلا نظرات را نخواند ... 

۵. خواندند چیزی به نظرشان نیامد٬  که پیشنهاد می کنم : رک صفارهرندی ٬ اداره ممیزی شیر مرغ تا جون آدمیزاد!

۶. فقط برای اثبات حسن نیت!  چون بعضا متهم به فرمایشی بودن نظر خواهی شدن!

+ چی بگم ؟! والا به خدا وبلاگ های درپیت با روزی ۲۰ بازدید برای نظراتشان تایید میزارن و هر نظری را تایید نمی کنند. حالا می بینیم وبلاگ ریس جمهور این مملکت - که متعلق به مردم است - توسط چند نا نجیب عرب و آمریکایی مورد هتاکی قرار می گیرد؟! به راستی چه کسی پاسخگو ست؟

و در آخر : برای کنکوری ها : کدام یک از آرایه های زیر در نقل قول های فوق مشهود بود؟

۱) پارادوکس               ۲) تضاد                 ۳)متناقض نما               ۴) همه ی موارد

پ ن :

۱. جشن تولد ۱۱۷۴ سالگی امام زمان (عج) مبارک!

۲. من فرانسه بلد نیستم که سوتی های صفحه ی فرانسه ریس جمهور را دربیارم!

۳. بازم بگید احمدی نژاد پوپولیسته! ... طرح تحول ٬ کارت سوخت ٬ رحیم مشایی و ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 6:19 توسط امین |

                                                                                                                                         به نام او

خواب و خمار و خسته از این زندگی شوم

 بستم کمر تا چاره ی بیچارگی شوم

خی کرده و خندان لب و خوشدل از این زندگی

 باشم  گر  دشمن  تن بارگی شوم 

 م.امین                                                                            

 و نکته ی مهم تر :

دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست

 در میان این و آن فرصت شمار امروز را

 سعدی (ره)

    

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 20:29 توسط امین |

به نام او

هیچ نمی گویم ٬ فقط به نماد های این شعر توجه کنید . همین

شطرنج

اين پياده مي‌شود، آن وزير مي‌شود
صفحه چيده مي‌شود دار و گير مي‌شود
 اين يكي فداي شاه‌، آن يكي فداي رخ‌
در پيادگان چه زود مرگ و مير مي‌شود
فيل كجروي نمود، اين سرشت فيل‌هاست‌
كجروي در اين مقام دلپذير مي‌شود
اسب خيز مي‌زند، جست و خيز كار اوست‌
جست و خيز اگر نكرد، دستگير مي‌شود
آن پياده ضعيف راست راست مي‌رود
كج اگر كه مي‌خورَد، ناگزير مي‌شود
هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال‌
اين پياده قانع است‌، زود سير مي‌شود
آن وزير مي‌كُشد، آن وزير مي‌خورد
خورد و برد او چه زود چشمگير مي‌شود
ناگهان كنار شاه خانه‌بند مي‌شود
زير پاي فيل پهن‌، چون خمير مي‌شود
آن پياده ضعيف عاقبت رسيده است‌
هرچه خواست مي‌شود، گرچه دير مي‌شود
اين پياده‌، آن وزير...  انتهاي بازي است
اين وزير مي‌شود، آن به‌ زير مي‌شود

محمد کاظم کاظمی ٬ به نقل از روزنامه ی جام جم ٬ ۱ مرداد

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 15:22 توسط امین |

                                                                                                                                          به نام او

از تفکر  بر  نیاید  هیچ  کار 

جز به شک بر من ندارد هیچ بار

ای  تفکر  تو  مشو  همراه  من

تا تو با شک هر دو هستید یار غار 

                                                                                                                                                  

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 6:9 توسط امین |

به نام او

درد داشت. مي خواست درد خود را التيام بخشد . پس، شروع به نوشتن كرد.

  درد داشت . و بي دردي را دردي بزرگتر مي پنداشت . مي خواست همه بيمار شوند.

    درد داشت. و تسكين درد ديگران ٬ كلاغ درد را از تنش فراري مي داد . پس قلم را گرفت. 

      درد داشت. درد را نشانه ي هوشياري مي انگاشت . و بي دردي را مرگ مي پنداشت. 

         درد داشت . يك چيز نداشت . طلبيدش از بن جان . بر او نازل شد از بي كران . از جانب او .

            درد داشت و يك چيز ديگر ؟ عقل ! نگران شد . گفت درد يا عقل ؟ كداميك؟ مسئله اين است؟ 

               درد داشت . و عقل هم . گفت همه يا هيچ! صفر يا صد هرچه بادا باد ! هر دو با هم جانان من.

                 

 و ديگر نه عقل داشت و نه درد . بل هر دو را .اتحاد يعني تحول براي يگانگي . يعني رسيدن به نقطه ي صفر براي آغاز.

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:34 توسط امین |

                                                       به نام خدا

سلام ٬ من باید برم ...... ان شا الله پست بعدی تیر ماه ۸۷ !!! یا علی و التماس دعای شدید 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 16:34 توسط امین

                                                             به نام خدا

سلام بچه ها ... به امید خدا یک سلسله مباحث روش و آسیب شناسی وبلاگ دینی- مذهبی در حال آماده شدن است .... در واقع این سلسله نوشته ها اُملتی از تجارب چندین ساله ی خودم(به عنوان تخم مرغ)  و تجارب ارزشمند دوستان مذهبی وبلاگنویس (بعنوان گرجه البته از اون گروناش) می باشد. تا الان یعنی ساعت ۴۹/۲ بامداد روز سه شنبه من با ۴ نفر صحبت کردم . دو نفر راهکاری نداشتند. یک نفر اصلا تو باغ! نبود. يك نفر هم راهكار هاي جانانه اي داشت. به هر حال موضوع ، موضوع بسيار گسترده ايه كه تو يه پست نمي شه بازش كرد.

تذكر : اين پست مخصوص بلاگرهاي ديني - مذهبيه ولي خوب به هر حال يه سري روش هاي كلي براي موفقيت وبلاگ هم درش ذكر ميشه. پس ديگران هم -در صورت نياز - مي تونند ازش استفاده كنند.

۰) اصلا هدف از وبلاگ نویسی مذهبی چیه ؟ خلاصه بگم : هدف خداست . و تقویت ارتباط توده ی جامعه با خدا  و فرهنگ سازی جهت ارتباط با او ...... اصلا هم فرمالیته نیست..... ولی این توده هر روشی را نمی پسندند... روش های باب میلشون را می پسندند.... پس  بعد از دنبال کردن این سلسله مباحث ٬جاذبه و دافعه ی وبلاگ های دینی موفق و دوزاری (مثل خودم) رو بفهم و تو تریپای لقمان حکیم وبلاگ تاثیرگزاری ارائه کن 

۱) روش معكوس : اين روشي كه من اسمشو روش معكوس گذاشتم اقتباسي ازاد از شيوه ي تبليغ استاد شهيد مطهريست. ايشان قشنگ مي گفتند. هر كاري نياز به وسيله اي دارد. تبليغ هم نياز به وسيله دارد. ولي وسيله حتما نبايد مستحب باشه. يعني چي. يعني برادر من شما كه بلاگ ديني داری نياز نيست تو هر پستت ۵۲ تا آيه و حديث و روايت و اصطلاح فقهي(وسایل مستحب) بياري.

مي دونيد كه امروزه تو جامعه ي ما هر چيزي كه بهش مارك دين مي خوره  ٬ كمرنگ ميشه. يعني وقتي شخص غير ذهبي وارد وبلاگي ميشه تا ميبينه چهار پنجم صفحه عربيه ٬ سريع ضربدر بالاصفحه رو فشار ميده. اين يعني تبليغ مستحب .

در مقابل اين وسيله تبليغ ٬ وسيله ي مباح داريم. يعني با زبون امروزي تر. با طرحاي گرافيكي . با جذابيت بصري. با تياتر . با سينما. با هر چيز ديگر كه مباح است و انتظار تبليغ ديني ازش نمي رود.

اصولا قشر غير مذهبي وبلاگ خوان وبلاگ هايي با اين خصوصيت را مي پسندند. وبلاگ هايي كه در عين حالي كه كوچكترين اثر از دين درشون يافت نمي شه ولي بالاترين مضامين عرفاني اخلاقي را دارند... و در واقع بستر سازي مي كنند تا مردم اتوماتيك به سمت دين و مذهب جذب شود و خود دنبال متون اصيل اسلامي و عرفاني برن. البته بعضا از اشعار ايات يا روايات هم در نوشته هاشون استفاده مي كنن ولي كارشون صرفا نوشتن اينها نيست. آيه و حديثي كه تاثيري رو كسي نزاره و كسي اونو نخونه به درد نمی خوره!

اتفاقا امشب داشتم با مدير پارسي بلاگ چت مي كردم. مي گفتم سرويس شما بسيار خوبه. همه چيش. ولي چون مهر دين بهش خورده و اكثر روحانيون -متاسفانه- در اونجا وبلاگ زدند ٬ قشر دين گريز رو به سمت خود جذب نمي كنه. چرا همه ي بچه مذهبي ها اونجا وبلاگ مي زنن . در حالي كه مخاطب وبلاگاشون اكثرا همون بچه مذهبي ها هستند كه اين مطالب را شونصد بار شنيدند و بكارشون نمياد.

البته  مدیر نیز اظهار کرد سرویس ما همه نوع کاربر و بیننده را می پذیرد و به هیچ عنوان متعلق به قشر خاصی نیست. همچنین گفت :کاربران وبلاگ ها را با نام میشناسند نه با سرویس!

نتيجه : ما مي تونيم خيلي راحت و صميمي و بدون تكلف براي قشري كه نياز به تبليغ و ارشاد دارند ٬ مطلب بنويسيم  اما نه با اطناب و نه با تكلف و نه با قلمبه نويسي. براي تو باغ آوردن بعضي ها اول بايد كمي مثل اونا حرف زد (طبق قوانين روانشناسي ان ال پي) . زبون اونا نه آيه است و نه حديث . زبون اونا زبون امروزيه با وسيله ي مباح ...... اين از اولين مقاله و اولين آسيب سيستم وبلاگي ما(یه کمی کلی و طولانی بود از این به بعد کوتاهتر و مصداقی تر میشه). حالا حالاها كار داريم در اين باره. موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله


 ته نوشت : ۱. رسما و کتبا از همه ی صاحب نظران ٬ بلاگران مذهبی و مبلغان ارجمند دعوت می شود در این باره ما را از فرمایشات خود محروم نکنند. ای دی ما که کنار صفحه هست.. ایمیل ما هم می دونید. پس یا علی.

۲. نظر دوستی محترم :

به نام خدا
سلام دوست من
مطلب شما رو خوندم ولی چند سوال اساسی برام پیش اومد
1- این که نوشتی اصولا قشر غير مذهبي وبلاگ خوان وبلاگ هايي با اين خصوصيت را مي پسندند. وبلاگ هايي كه در عين حالي كه كوچكترين اثر از دين درشون يافت نمي شه ولي بالاترين مضامين عرفاني اخلاقي را دارند... اولا این برداشت شماست ثانیا اون عرفانی که از دین در نیاد دیگه عرفان چینی و ژاپنیه نه دینی
2- نوشتی اتفاقا امشب داشتم با مدير پارسي بلاگ چت مي كردم. مي گفتم سرويس شما بسيار خوبه. همه چيش. ولي چون مهر دين بهش خورده و اكثر روحانيون -متاسفانه- در اونجا وبلاگ زدند ٬ قشر دين گريز رو به سمت خود جذب نمي كنه. چرا همه ي بچه مذهبي ها اونجا وبلاگ مي زنن .اولا نقطه قوت سرویس پارسی بلاگ دینی بودن اونه ثانیا چرا متاسفانه ؟! ثالثا ما اجازه داریم برای جذب افراد هر کاری کنیم ؟!
3- مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس ××× توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند . اگه متاسفانه روحانیون ... چرا بسیاری از لینک هات مال روحانیونه ؟! نمی ترسی دیگه قشر دین گریز کلید ضربدر وبلاگت رو بزنن . چرا با حدیث شروع کردی چرا اسم مطهری رو با عظمت اووردی... اصلا اسم وبلاگت غیر مذهبی ها رو رم می ده و....
4- البته من هم معتقدم که نوشته ها باید کوتاه گویا با رنگ و لعاب زیبا و ... باشد ولی آیا خودت این موارد را رعایت کردی ؟
5- چرا یک نوشته کوتاه از چغندر بیک خوب است و خواننده ها را جذب می کند ولی ترجمه یه حدیث زیبا خواننده ها رو جذب نکنه ؟!

نظرات خودم :

۱- خیلی متشکر از اینکه مایه گذاشتید و یه کم من را نقد کردید .                                

۲- باید عرض کنم که همانطور که ذکر شد این نوشته حاصل تحقیق و پژوهش و همکاریبا عده ای از بلاگران دینی است نه حذفیات بنده .

۳- کاملا قبول دارم .... اصلا منظور من این نبود. منظور من نقل غیر مستقیم معارف و مضامین عرفانی بود بطوری که بصورتی جذاب گیرا و امروزی بیان شود نه به سبک عربی غلیظ ...(یا همون زبون قم)

۴- البته از منظر جنابعالی -و البته بنده- که افراد مذهبی ای هستیم ٬این دینی بودن سرویس پارسی بلاگ حسنی بزرگ! محسوب می شود ولی از منظر -ولو اشتباه- خیلی از هم میهنان دیگر که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست ٬ خیر. اصولا وبلاگی که مخاطب نداشته باشد با وبلاگی که وجود نداشته باشد فرقی نمی کند ! ما حق داریم برای جذب مخاطب هر کاری بکنیم به شرط آن که حرام و غیر شرعی نباشد . حتما نباید کار مستحبی از ما سر بزند (مثل نوشتن دعای جوشن کبیر یا متون عربی اسلامی دیگر) بلکه با فعلی مباح جذاب می توانیم مخاطب بیشتری جذب کنیم.

۵- کاملا قبول دارم

۶- اصولا مولفه و شخصیت! هر وبلاگ نوشته ها و پست آن می باشد نه لینک ها. بعد اینکه معمولا کسی که خودش به خواب بزنه رو نمی شه بیدار کرد .... این افرادی هم که نخوانده و ندیده دکمه ضربدر بالای صفحه رو می زنند از این دسته اند که من ترسی از ایشان ندارم... فذرهم فی غمرتهم حتی حین.

۷- نه کاملا ......  به خاطر همین اسم این سری مقالات را خودزنی گذاشتم ... ولی سعی می کنم رعایت کنم... از این به بعد.

۸-  نمی دونم چیه !؟

۹-   ترجمه حدیث هیچ اشکالی نداره ( مثل اینکه ما خودمون این کاره ایم ها {الکی} ) ولی نباید از حد اعتدال خارج شه. حد اعتدال هم یعنی اینکه نظری تحلیلی چیزی (در مقایسه با جامعه و وضع امروز) هم از خودتون بنویسید . کپ زدن حدیث کاری نداره . خوراکش یه سررسیده یا یه سی دی جامع الحادیث.

۱۰ - در آخر باز هم تشکر می کنم . امیدوارم باز هم نظرات این چنینی ببینم. ممنون 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 3:39 توسط امین |