سلام بچه ها ... به امید خدا یک سلسله مباحث روش و آسیب شناسی وبلاگ دینی- مذهبی در حال آماده شدن است .... در واقع این سلسله نوشته ها اُملتی از تجارب چندین ساله ی خودم(به عنوان تخم مرغ) و تجارب ارزشمند دوستان مذهبی وبلاگنویس (بعنوان گرجه البته از اون گروناش) می باشد. تا الان یعنی ساعت ۴۹/۲ بامداد روز سه شنبه من با ۴ نفر صحبت کردم . دو نفر راهکاری نداشتند. یک نفر اصلا تو باغ! نبود. يك نفر هم راهكار هاي جانانه اي داشت. به هر حال موضوع ، موضوع بسيار گسترده ايه كه تو يه پست نمي شه بازش كرد.
تذكر : اين پست مخصوص بلاگرهاي ديني - مذهبيه ولي خوب به هر حال يه سري روش هاي كلي براي موفقيت وبلاگ هم درش ذكر ميشه. پس ديگران هم -در صورت نياز - مي تونند ازش استفاده كنند.
۰) اصلا هدف از وبلاگ نویسی مذهبی چیه ؟ خلاصه بگم : هدف خداست . و تقویت ارتباط توده ی جامعه با خدا و فرهنگ سازی جهت ارتباط با او ...... اصلا هم فرمالیته نیست..... ولی این توده هر روشی را نمی پسندند... روش های باب میلشون را می پسندند.... پس بعد از دنبال کردن این سلسله مباحث ٬جاذبه و دافعه ی وبلاگ های دینی موفق و دوزاری (مثل خودم) رو بفهم و تو تریپای لقمان حکیم وبلاگ تاثیرگزاری ارائه کن
۱) روش معكوس : اين روشي كه من اسمشو روش معكوس گذاشتم اقتباسي ازاد از شيوه ي تبليغ استاد شهيد مطهريست. ايشان قشنگ مي گفتند. هر كاري نياز به وسيله اي دارد. تبليغ هم نياز به وسيله دارد. ولي وسيله حتما نبايد مستحب باشه. يعني چي. يعني برادر من شما كه بلاگ ديني داری نياز نيست تو هر پستت ۵۲ تا آيه و حديث و روايت و اصطلاح فقهي(وسایل مستحب) بياري.
مي دونيد كه امروزه تو جامعه ي ما هر چيزي كه بهش مارك دين مي خوره ٬ كمرنگ ميشه. يعني وقتي شخص غير ذهبي وارد وبلاگي ميشه تا ميبينه چهار پنجم صفحه عربيه ٬ سريع ضربدر بالاصفحه رو فشار ميده. اين يعني تبليغ مستحب .
در مقابل اين وسيله تبليغ ٬ وسيله ي مباح داريم. يعني با زبون امروزي تر. با طرحاي گرافيكي . با جذابيت بصري. با تياتر . با سينما. با هر چيز ديگر كه مباح است و انتظار تبليغ ديني ازش نمي رود.
اصولا قشر غير مذهبي وبلاگ خوان وبلاگ هايي با اين خصوصيت را مي پسندند. وبلاگ هايي كه در عين حالي كه كوچكترين اثر از دين درشون يافت نمي شه ولي بالاترين مضامين عرفاني اخلاقي را دارند... و در واقع بستر سازي مي كنند تا مردم اتوماتيك به سمت دين و مذهب جذب شود و خود دنبال متون اصيل اسلامي و عرفاني برن. البته بعضا از اشعار ايات يا روايات هم در نوشته هاشون استفاده مي كنن ولي كارشون صرفا نوشتن اينها نيست. آيه و حديثي كه تاثيري رو كسي نزاره و كسي اونو نخونه به درد نمی خوره!
اتفاقا امشب داشتم با مدير پارسي بلاگ چت مي كردم. مي گفتم سرويس شما بسيار خوبه. همه چيش. ولي چون مهر دين بهش خورده و اكثر روحانيون -متاسفانه- در اونجا وبلاگ زدند ٬ قشر دين گريز رو به سمت خود جذب نمي كنه. چرا همه ي بچه مذهبي ها اونجا وبلاگ مي زنن . در حالي كه مخاطب وبلاگاشون اكثرا همون بچه مذهبي ها هستند كه اين مطالب را شونصد بار شنيدند و بكارشون نمياد.
البته مدیر نیز اظهار کرد سرویس ما همه نوع کاربر و بیننده را می پذیرد و به هیچ عنوان متعلق به قشر خاصی نیست. همچنین گفت :کاربران وبلاگ ها را با نام میشناسند نه با سرویس!
نتيجه : ما مي تونيم خيلي راحت و صميمي و بدون تكلف براي قشري كه نياز به تبليغ و ارشاد دارند ٬ مطلب بنويسيم اما نه با اطناب و نه با تكلف و نه با قلمبه نويسي. براي تو باغ آوردن بعضي ها اول بايد كمي مثل اونا حرف زد (طبق قوانين روانشناسي ان ال پي) . زبون اونا نه آيه است و نه حديث . زبون اونا زبون امروزيه با وسيله ي مباح ...... اين از اولين مقاله و اولين آسيب سيستم وبلاگي ما(یه کمی کلی و طولانی بود از این به بعد کوتاهتر و مصداقی تر میشه). حالا حالاها كار داريم در اين باره. موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله
ته نوشت : ۱. رسما و کتبا از همه ی صاحب نظران ٬ بلاگران مذهبی و مبلغان ارجمند دعوت می شود در این باره ما را از فرمایشات خود محروم نکنند. ای دی ما که کنار صفحه هست.. ایمیل ما هم می دونید. پس یا علی.
۲. نظر دوستی محترم :
به نام خدا
سلام دوست من
مطلب شما رو خوندم ولی چند سوال اساسی برام پیش اومد
1- این که نوشتی اصولا قشر غير مذهبي وبلاگ خوان وبلاگ هايي با اين خصوصيت را مي پسندند. وبلاگ هايي كه در عين حالي كه كوچكترين اثر از دين درشون يافت نمي شه ولي بالاترين مضامين عرفاني اخلاقي را دارند... اولا این برداشت شماست ثانیا اون عرفانی که از دین در نیاد دیگه عرفان چینی و ژاپنیه نه دینی
2- نوشتی اتفاقا امشب داشتم با مدير پارسي بلاگ چت مي كردم. مي گفتم سرويس شما بسيار خوبه. همه چيش. ولي چون مهر دين بهش خورده و اكثر روحانيون -متاسفانه- در اونجا وبلاگ زدند ٬ قشر دين گريز رو به سمت خود جذب نمي كنه. چرا همه ي بچه مذهبي ها اونجا وبلاگ مي زنن .اولا نقطه قوت سرویس پارسی بلاگ دینی بودن اونه ثانیا چرا متاسفانه ؟! ثالثا ما اجازه داریم برای جذب افراد هر کاری کنیم ؟!
3- مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس ××× توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند . اگه متاسفانه روحانیون ... چرا بسیاری از لینک هات مال روحانیونه ؟! نمی ترسی دیگه قشر دین گریز کلید ضربدر وبلاگت رو بزنن . چرا با حدیث شروع کردی چرا اسم مطهری رو با عظمت اووردی... اصلا اسم وبلاگت غیر مذهبی ها رو رم می ده و....
4- البته من هم معتقدم که نوشته ها باید کوتاه گویا با رنگ و لعاب زیبا و ... باشد ولی آیا خودت این موارد را رعایت کردی ؟
5- چرا یک نوشته کوتاه از چغندر بیک خوب است و خواننده ها را جذب می کند ولی ترجمه یه حدیث زیبا خواننده ها رو جذب نکنه ؟!
نظرات خودم :
۱- خیلی متشکر از اینکه مایه گذاشتید و یه کم من را نقد کردید .
۲- باید عرض کنم که همانطور که ذکر شد این نوشته حاصل تحقیق و پژوهش و همکاریبا عده ای از بلاگران دینی است نه حذفیات بنده .
۳- کاملا قبول دارم .... اصلا منظور من این نبود. منظور من نقل غیر مستقیم معارف و مضامین عرفانی بود بطوری که بصورتی جذاب گیرا و امروزی بیان شود نه به سبک عربی غلیظ ...(یا همون زبون قم)
۴- البته از منظر جنابعالی -و البته بنده- که افراد مذهبی ای هستیم ٬این دینی بودن سرویس پارسی بلاگ حسنی بزرگ! محسوب می شود ولی از منظر -ولو اشتباه- خیلی از هم میهنان دیگر که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست ٬ خیر. اصولا وبلاگی که مخاطب نداشته باشد با وبلاگی که وجود نداشته باشد فرقی نمی کند ! ما حق داریم برای جذب مخاطب هر کاری بکنیم به شرط آن که حرام و غیر شرعی نباشد . حتما نباید کار مستحبی از ما سر بزند (مثل نوشتن دعای جوشن کبیر یا متون عربی اسلامی دیگر) بلکه با فعلی مباح جذاب می توانیم مخاطب بیشتری جذب کنیم.
۵- کاملا قبول دارم
۶- اصولا مولفه و شخصیت! هر وبلاگ نوشته ها و پست آن می باشد نه لینک ها. بعد اینکه معمولا کسی که خودش به خواب بزنه رو نمی شه بیدار کرد .... این افرادی هم که نخوانده و ندیده دکمه ضربدر بالای صفحه رو می زنند از این دسته اند که من ترسی از ایشان ندارم... فذرهم فی غمرتهم حتی حین.
۷- نه کاملا ...... به خاطر همین اسم این سری مقالات را خودزنی گذاشتم ... ولی سعی می کنم رعایت کنم... از این به بعد.
۸- نمی دونم چیه !؟
۹-
ترجمه حدیث هیچ اشکالی نداره (
مثل اینکه ما خودمون این کاره ایم ها {الکی} ) ولی نباید از حد اعتدال خارج شه. حد اعتدال هم یعنی اینکه نظری تحلیلی چیزی (در مقایسه با جامعه و وضع امروز) هم از خودتون بنویسید . کپ زدن حدیث کاری نداره . خوراکش یه سررسیده یا یه سی دی جامع الحادیث.
۱۰ - در آخر باز هم تشکر می کنم . امیدوارم باز هم نظرات این چنینی ببینم. ممنون
تو گیر و دار امتحانا همش تو این فکر بودم که موضوع یا سوژه ی اولین پست تابستانیم چی می تونه باشه . سوژه های خوبی هم به ذهنم رسید ولی ولی نمی دانستم که موضوع این پست وبلاگم -یکی از تلخ ترین موضوعات زندگیم - خواهد بود. این پست را درحالی که اشک چشمانم را پوشانده می نویسم ...... واقعا لحظات سختی است ......
خدایا ........ آخه چقدر مصیبت سر من میاد ! چند روز پیش که گفتن اون بی پدرا پرده حرمت حرم امامان ما در سامرا را دردیدند و امروز و امروز ...
یک دفعه یک افلاین برام آمد :
خبرگزاري فارس: آيت الله العظمي فاضل لنكراني از مراجع عظام تقليد قم، ساعتي پيش به ديار باقي شتافت. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8603260499
- من بهت زده اول انکار و بعد از سر اجبار تایید می کنم ..... سریع جواب افلاین را می دهم : "خالی نبند بابا ٬ تو سایتش ننوشته " و در جواب لینک خبر خبرگزاری فارس را دریافت می کنم. در آخر -با نفسي سنگين - گفتم : "خبر خوبی نبود."
- آری ٬ کل نفس ذائقه موت .... مرجع تقلید من به ملکوت اعلی پیوست ....... وای چه خبر تلخی ! ...... مردی که همواره آرزوی دیدارش را داشتم حالا باید آرزوی زیارت بقعه ی مبارکش را داشته باشم .... مردی که از کودکی با سایتش ٬ رسالش و عکساش مانوس شده بودم ٬ نزدیکای شهادت حضرت زهرا (س) به دیار باقی شتافت .
- بسیار با سواد بود ...... به هیچ عنوان خشک مغز و متحجر نبود ٬ حتی چندین بار فتوای سال های پیش خود را تغییر داده بود .... ۳۰ سالگی مجتهد شد ..... هیچکس - حتی آیت بروجردی- فکر نمی کرد او چه نابغه ایست ...... مسلما دیگر عالم تشیع همانند او را نخواهد دید !
- همین چند روز پیش رسالش رو می خواندم ولی نمی دانستم که اینقدر زود باید فاتحه برایش بخوانم.
خدایش بیامرزاد ........

پي نوشت : ۱. سايت مرحوم آيت الله لنكراني
۲.مختصري از زندگي نامه ي معظم له