نمی دانم باید سلام کنم یا خداحافظی. مثل زمانی که عجله داری و آشنایی تو را می بیند. باید هم سلام کنی و هم خداحافظی. سلامخداحافظ !
فایده ای ندارد. هر کار بی هدفی محکوم به فناست. وبلاگ نویسی هم. هدفی که نتیجه ای نداشته باشد با هدفی که وجود نداشته باشد فرقی نمی کند. هر دو محکوم به فنا هستند.
درگیری به مسائلی که غیر از دغدغه ی ذهنی و چالش معرفتی نتیجه ی دیگری ندارد نباشد بهتر است. حال من بنویسم یا ننویسم . فرقی نمی کند . نه قدرت دارم و نه مخاطب موثر و ... ننویسم بهتر است.
نمی دانم. شاید دوباره دچار دگردیسی فکری شده باشم. وقتی می بینم اظهار نظر درباره ی مسائل سیاسی دردی دوا نمی کند ٬ بلکه بر دردهای من می افزاید رهایش می کنم.
چند مرجع تقلید ٬ چند ده امام جمعه ٬ چند صد نماینده مجلس ٬ چند هزار وبلاگ نویس ٬ چند میلیون ایرانی همه با هم فریاد کنند چه می شود؟ ... اندکی صبر
از عملکرد غیر قابل دفاع حالم به هم می خورد . نمی شود گوش ها و چشم ها را "تکذیب" کرد . نمی شود فریاد ها را "کان لم یکن" تلقی کرد . نمی شود احساس ها را "انفصال از خدمت " كرد ...
خسته شدم . هر روز همان بحث هاي تكراري . از اينكه بگويم . بحث كنم .اثبات كنم . نفي كنم. از همه اين ها خسته شدم.
قبول دارم . ديكته نا نوشته غلط ندارد. ولي غلط نوشته شده تاوان دارد. تاوانش چيست؟ ... اندكي صبر
انسان ذاتا خود خواه است . ولي بعضي موقع نمي داند كه چه مي خواهد . "كه چي؟ " فيلتر خوبي است. هر چيزي و هر كاري به نفعت است بچسب ٬ بقيه را بريز دور . عقيده ات چيست ؟ نفعت را عقيده ات مشخص مي كند . به چه اعتقاد داري؟ در اعتقاد تو نماز منفعت است ؟ يا ...
خيلي سخت است. بخواهي كاري انجام دهي ولي از عهده ات خارج باشد. بخواهي فريادي بزني صدايت به جايي نرسد . "قيل و قال" بكني به پشيزي حسابت نكنند .
مي نويسم كه نوشته باشم . نوشتن را براي نوشتن مي خواهم . براي دل خودم مي نويسم و از اين حرفا. همه اش شعار است . نوشته اي كه تاثيري نگذارد با نوشته اي كه وجود نداشته باشد فرقي نمي كند.
وبلاگ مي نويسي . اعتراض مي كني . انتقاد مي كني . سند رو مي كني . دليل اقامه مي كني . گلو پاره مي كني... آب از آب تكان نمي خورد ...
عجب كار حشويست اين وبلاگ نويسي ...
پ ن :
۱. ماه رمضان ٬ ماه مهماني خداست .يك ماه در خانه ي خدا لنگر مي اندازيم و چتر باز مي كنيم. يك ماه خدا مهمان داري مي كند . يك ماه از خدا مي خواهيم و يك ماه خدا مي دهد . خدا ما را خيلي شرمنده كردي خيلي ...
۲. شرمنده آنیم که در روز مکافات اندر خور عفو تو نکردیم گناهی
۳. اين وبلاگ تعطيل نيست ٬ فقط تا اطلاع ثانوي آپ ديت نمي شود!
۴. و توصيه مي كنم از زندگيتون لذت ببريد . زندگي را سخت نگيريد كما اينكه خدا سخت نگرفت. بر خلاف اعتقاداتتون عمل نكنيد چون اذيت مي شويد و ايمان داشته باشيد به خدايي كه در اين نزديكي است ...
- حکما حقیقت یک چیز است . نمی شود یک عدد هم زوج باشد و هم فرد . نمی شود هم خر باشد هم خرما . حقیقت یک چیز است .
- اولین روز ماه رمضان علاوه بر احساس تازه و لطیف دم اذان - که ربنای شجریان ایجادش می کند - لطف دیگری هم دارد . آن هم رونمایی فیلم های مناسبتی شبکه های مختلف سیما است. فیلم هایی عمدتا جالب . سال پیش هم سریال های خوبی پخش شد. شاید بعضی ها به خاطر بالا بردن شان منتقدانه خود سریال های سیما را قبول نداشته باشند ولی حقیقت این است که این سریال ها مخاطب بسیاری را در ایران بعد از اذان پای گیرنده ها جاگیر می کند.
- یکی از همین سریال ها ٬ که البته از سایرین پرمایه تر به نظر می رسید ٬ سریال روز حسرت به کارگردانی سیروس مقدم -کارگردان الیاس! - است.
- برایم جالب بود . زوج جوانی که پس از عروسی آهنگ رحیل می کنند و به جاده می زنند. کمی می گذرد . پوریا پورسرخ که نقش جوان تازه داماد را بازی می کند خیلی طبیعی سی دی موسیقی را داخل چنجر می گزارد . ناگهان همسرش - معصومه - نگاه غضب آلودی می کند که ...
- جواب تازه داماد اما جالب است : بابا مجازه . وزارت ارشاد مجوز داده .اشکالی نداره که . دیگه کاسه داغتر از آش نشو ...
جالب بود . حظ کردم. به تعریض این نکته را بیان می کند که وزارت ارشاد اسلامی هرآنچه را مجاز اعلام کند حلال و هر آنچه را اعلام نکند حرام!
- بگذریم از اینکه بعضی از ما برای راحتی کار خود٬ فرمایشات - غیر کارشناسی - حکومتی را سرلوحه ی خود قرار می دهیم و حتی به واسطه ی آن احکام رساله ی مرجع تقلید کارشناس خودمان را خنثی می کنیم!
- اسلام یعنی حقیقت . یعنی قرآن . یعنی حدیث . یعنی عالم دینی مستقل!
- به قول علی الهی - دوست گرامی - در مسایل کارشناسی مثل حجاب از فرمانده ی انتظامی گرفته تا امام جمعه و غیره برایش حد تعیین می کنند . حال آنکه حجاب یک حقیقت بیش نیست و آن این است : حجاب در قرآن !
- راست می گفت . علم الهدی را می گویم . امام جمعه ی مشهد . می گفت چرا باید یک زن پرچم دار ایران در المپیک باشد . این در حالی است که در هیچ یک از کشور های دنیا -علی رغم سابقه و مدال آوری - زن پرچم دار کاروان نیست. می گفت به لحاظ شرعی مشکل دارد و به نظر من استدلال های قابل تاملی هم داشت ٬ اما بدون در نظر گرفتن استدلال های حاج آقا ٬ صحبت هایش -بقول آخوند ها ۰ تخطئه شد.
اما من مطمئنم این یک نوع پوپولیسم بین المللی است برای نشان دادن چهره ای که نداریم . در همه ی کشورها رسم است پرچمدار بزرگ کاروان ٬ با سابقه ترین یا پر مدال ترین و شاید هم مسن ترین فرد باشد ولی در کاروان ما ...
- محمد نوری زاد یک کارگردان است . شاید بشناسید . کارگردان حزب اللهی و اصولگرا . از آن دوستانی که آدم را از وجود دشمن بی نیاز می کند! این آقا به عنوان مثال می خواست با فیلم سیصد مقابله کند . چهل سرباز را برای تلویزیون و پرچم های قلعه ی کاوه را برای نمایش در سینما ساخت. خدا وکیلی چند نفر شما اسم این فیلم ها به گوشتان خورده؟!
جدیدا طی اظهاراتی عجیب گفته : « بر همگان واضح و مبرهن است که ماندن یا رفتن مشایی مطلقا دراندازه ای نیست که به یک مرجع تقلید ( باهمه احترامی که برایشان قائلیم ) ارتباط قانونی داشته باشد . مگر، مگراین که برای آنان ، جایگاهی فراتراز قانون قائل شویم . »
و در جایی دیگر می گوید :« آقای مکارم بجای دخالت درکارهایی که به حوزه های دیگرمربوط است ، باشجاعت تمام می آمدند و میلیاردها وجه مقلدینشان را به حساب دفتر رهبر، که خود مرجعی شجاع و مدیر و مدبرو متقی است و امتحانش را درعرصه های گوناگون پس داده و اداره یک کشور و توجه به انتظارات یک جهان با اوست واریز می فرمودند وسایرمراجع را نیز به این مهم دعوت می کردند و باتجمیع این وجوه ، دست رهبر را برای کارهای بزرگی که درپیش است ، می گشودند . »
ادامه ی صحبت های ایشان را اینجا بخوانید : اظهارات وقیحانه یک کارگردان ارزشی نما به مراجع عظام
عجب ... این آقا فکر نمی کند که آقای مکارم هم دفتر دارد . انتشارات دارد . مدرسه ی علمیه دارد . طلبه دارد . نان خور دارد . بعد می آید به مرجع تقلید فتوا می دهد که ...
بعد اینکه چطور شما حق دارید به آقای مکارم امر کنید پول هایش را کجا واریز کند ولی ایشان حق ندارد در جواب یک استفتاء به عنوان یک شهروند نظر خود را درباره ی اظهارات خنده دار رحیم مشایی ابراز کند.... بگذریم !
- به هر روی حقیقت یک چیز است . مصلحت یک چیز دیگر . و بدی اسلام دولتی هم همین است . بعضی موقع حقیقت فدای مصلحت می شود . برای رفع اتهام از دگماتیسم به آهنگ هایی مجوز می دهند که ... صد رحمت به آهنگ های لس آنجلسی.
واما من آرزو دارم روزی همه ی مجتهدان و فقیهان زیر یک سقف جمع شوند و شورایی از بین خود برگزینند که درباره ی مسائل اسلامی - آن گونه باید - اظهار نظر کند . همین . ممنون