تبليغاتX
قیل و قال
                                                       به نام خدا

سلام ٬ من باید برم ...... ان شا الله پست بعدی تیر ماه ۸۷ !!! یا علی و التماس دعای شدید 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 16:34 توسط امین

                                                             به نام خدا

سلام بچه ها ... به امید خدا یک سلسله مباحث روش و آسیب شناسی وبلاگ دینی- مذهبی در حال آماده شدن است .... در واقع این سلسله نوشته ها اُملتی از تجارب چندین ساله ی خودم(به عنوان تخم مرغ)  و تجارب ارزشمند دوستان مذهبی وبلاگنویس (بعنوان گرجه البته از اون گروناش) می باشد. تا الان یعنی ساعت ۴۹/۲ بامداد روز سه شنبه من با ۴ نفر صحبت کردم . دو نفر راهکاری نداشتند. یک نفر اصلا تو باغ! نبود. يك نفر هم راهكار هاي جانانه اي داشت. به هر حال موضوع ، موضوع بسيار گسترده ايه كه تو يه پست نمي شه بازش كرد.

تذكر : اين پست مخصوص بلاگرهاي ديني - مذهبيه ولي خوب به هر حال يه سري روش هاي كلي براي موفقيت وبلاگ هم درش ذكر ميشه. پس ديگران هم -در صورت نياز - مي تونند ازش استفاده كنند.

۰) اصلا هدف از وبلاگ نویسی مذهبی چیه ؟ خلاصه بگم : هدف خداست . و تقویت ارتباط توده ی جامعه با خدا  و فرهنگ سازی جهت ارتباط با او ...... اصلا هم فرمالیته نیست..... ولی این توده هر روشی را نمی پسندند... روش های باب میلشون را می پسندند.... پس  بعد از دنبال کردن این سلسله مباحث ٬جاذبه و دافعه ی وبلاگ های دینی موفق و دوزاری (مثل خودم) رو بفهم و تو تریپای لقمان حکیم وبلاگ تاثیرگزاری ارائه کن 

۱) روش معكوس : اين روشي كه من اسمشو روش معكوس گذاشتم اقتباسي ازاد از شيوه ي تبليغ استاد شهيد مطهريست. ايشان قشنگ مي گفتند. هر كاري نياز به وسيله اي دارد. تبليغ هم نياز به وسيله دارد. ولي وسيله حتما نبايد مستحب باشه. يعني چي. يعني برادر من شما كه بلاگ ديني داری نياز نيست تو هر پستت ۵۲ تا آيه و حديث و روايت و اصطلاح فقهي(وسایل مستحب) بياري.

مي دونيد كه امروزه تو جامعه ي ما هر چيزي كه بهش مارك دين مي خوره  ٬ كمرنگ ميشه. يعني وقتي شخص غير ذهبي وارد وبلاگي ميشه تا ميبينه چهار پنجم صفحه عربيه ٬ سريع ضربدر بالاصفحه رو فشار ميده. اين يعني تبليغ مستحب .

در مقابل اين وسيله تبليغ ٬ وسيله ي مباح داريم. يعني با زبون امروزي تر. با طرحاي گرافيكي . با جذابيت بصري. با تياتر . با سينما. با هر چيز ديگر كه مباح است و انتظار تبليغ ديني ازش نمي رود.

اصولا قشر غير مذهبي وبلاگ خوان وبلاگ هايي با اين خصوصيت را مي پسندند. وبلاگ هايي كه در عين حالي كه كوچكترين اثر از دين درشون يافت نمي شه ولي بالاترين مضامين عرفاني اخلاقي را دارند... و در واقع بستر سازي مي كنند تا مردم اتوماتيك به سمت دين و مذهب جذب شود و خود دنبال متون اصيل اسلامي و عرفاني برن. البته بعضا از اشعار ايات يا روايات هم در نوشته هاشون استفاده مي كنن ولي كارشون صرفا نوشتن اينها نيست. آيه و حديثي كه تاثيري رو كسي نزاره و كسي اونو نخونه به درد نمی خوره!

اتفاقا امشب داشتم با مدير پارسي بلاگ چت مي كردم. مي گفتم سرويس شما بسيار خوبه. همه چيش. ولي چون مهر دين بهش خورده و اكثر روحانيون -متاسفانه- در اونجا وبلاگ زدند ٬ قشر دين گريز رو به سمت خود جذب نمي كنه. چرا همه ي بچه مذهبي ها اونجا وبلاگ مي زنن . در حالي كه مخاطب وبلاگاشون اكثرا همون بچه مذهبي ها هستند كه اين مطالب را شونصد بار شنيدند و بكارشون نمياد.

البته  مدیر نیز اظهار کرد سرویس ما همه نوع کاربر و بیننده را می پذیرد و به هیچ عنوان متعلق به قشر خاصی نیست. همچنین گفت :کاربران وبلاگ ها را با نام میشناسند نه با سرویس!

نتيجه : ما مي تونيم خيلي راحت و صميمي و بدون تكلف براي قشري كه نياز به تبليغ و ارشاد دارند ٬ مطلب بنويسيم  اما نه با اطناب و نه با تكلف و نه با قلمبه نويسي. براي تو باغ آوردن بعضي ها اول بايد كمي مثل اونا حرف زد (طبق قوانين روانشناسي ان ال پي) . زبون اونا نه آيه است و نه حديث . زبون اونا زبون امروزيه با وسيله ي مباح ...... اين از اولين مقاله و اولين آسيب سيستم وبلاگي ما(یه کمی کلی و طولانی بود از این به بعد کوتاهتر و مصداقی تر میشه). حالا حالاها كار داريم در اين باره. موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله


 ته نوشت : ۱. رسما و کتبا از همه ی صاحب نظران ٬ بلاگران مذهبی و مبلغان ارجمند دعوت می شود در این باره ما را از فرمایشات خود محروم نکنند. ای دی ما که کنار صفحه هست.. ایمیل ما هم می دونید. پس یا علی.

۲. نظر دوستی محترم :

به نام خدا
سلام دوست من
مطلب شما رو خوندم ولی چند سوال اساسی برام پیش اومد
1- این که نوشتی اصولا قشر غير مذهبي وبلاگ خوان وبلاگ هايي با اين خصوصيت را مي پسندند. وبلاگ هايي كه در عين حالي كه كوچكترين اثر از دين درشون يافت نمي شه ولي بالاترين مضامين عرفاني اخلاقي را دارند... اولا این برداشت شماست ثانیا اون عرفانی که از دین در نیاد دیگه عرفان چینی و ژاپنیه نه دینی
2- نوشتی اتفاقا امشب داشتم با مدير پارسي بلاگ چت مي كردم. مي گفتم سرويس شما بسيار خوبه. همه چيش. ولي چون مهر دين بهش خورده و اكثر روحانيون -متاسفانه- در اونجا وبلاگ زدند ٬ قشر دين گريز رو به سمت خود جذب نمي كنه. چرا همه ي بچه مذهبي ها اونجا وبلاگ مي زنن .اولا نقطه قوت سرویس پارسی بلاگ دینی بودن اونه ثانیا چرا متاسفانه ؟! ثالثا ما اجازه داریم برای جذب افراد هر کاری کنیم ؟!
3- مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس ××× توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند . اگه متاسفانه روحانیون ... چرا بسیاری از لینک هات مال روحانیونه ؟! نمی ترسی دیگه قشر دین گریز کلید ضربدر وبلاگت رو بزنن . چرا با حدیث شروع کردی چرا اسم مطهری رو با عظمت اووردی... اصلا اسم وبلاگت غیر مذهبی ها رو رم می ده و....
4- البته من هم معتقدم که نوشته ها باید کوتاه گویا با رنگ و لعاب زیبا و ... باشد ولی آیا خودت این موارد را رعایت کردی ؟
5- چرا یک نوشته کوتاه از چغندر بیک خوب است و خواننده ها را جذب می کند ولی ترجمه یه حدیث زیبا خواننده ها رو جذب نکنه ؟!

نظرات خودم :

۱- خیلی متشکر از اینکه مایه گذاشتید و یه کم من را نقد کردید .                                

۲- باید عرض کنم که همانطور که ذکر شد این نوشته حاصل تحقیق و پژوهش و همکاریبا عده ای از بلاگران دینی است نه حذفیات بنده .

۳- کاملا قبول دارم .... اصلا منظور من این نبود. منظور من نقل غیر مستقیم معارف و مضامین عرفانی بود بطوری که بصورتی جذاب گیرا و امروزی بیان شود نه به سبک عربی غلیظ ...(یا همون زبون قم)

۴- البته از منظر جنابعالی -و البته بنده- که افراد مذهبی ای هستیم ٬این دینی بودن سرویس پارسی بلاگ حسنی بزرگ! محسوب می شود ولی از منظر -ولو اشتباه- خیلی از هم میهنان دیگر که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست ٬ خیر. اصولا وبلاگی که مخاطب نداشته باشد با وبلاگی که وجود نداشته باشد فرقی نمی کند ! ما حق داریم برای جذب مخاطب هر کاری بکنیم به شرط آن که حرام و غیر شرعی نباشد . حتما نباید کار مستحبی از ما سر بزند (مثل نوشتن دعای جوشن کبیر یا متون عربی اسلامی دیگر) بلکه با فعلی مباح جذاب می توانیم مخاطب بیشتری جذب کنیم.

۵- کاملا قبول دارم

۶- اصولا مولفه و شخصیت! هر وبلاگ نوشته ها و پست آن می باشد نه لینک ها. بعد اینکه معمولا کسی که خودش به خواب بزنه رو نمی شه بیدار کرد .... این افرادی هم که نخوانده و ندیده دکمه ضربدر بالای صفحه رو می زنند از این دسته اند که من ترسی از ایشان ندارم... فذرهم فی غمرتهم حتی حین.

۷- نه کاملا ......  به خاطر همین اسم این سری مقالات را خودزنی گذاشتم ... ولی سعی می کنم رعایت کنم... از این به بعد.

۸-  نمی دونم چیه !؟

۹-   ترجمه حدیث هیچ اشکالی نداره ( مثل اینکه ما خودمون این کاره ایم ها {الکی} ) ولی نباید از حد اعتدال خارج شه. حد اعتدال هم یعنی اینکه نظری تحلیلی چیزی (در مقایسه با جامعه و وضع امروز) هم از خودتون بنویسید . کپ زدن حدیث کاری نداره . خوراکش یه سررسیده یا یه سی دی جامع الحادیث.

۱۰ - در آخر باز هم تشکر می کنم . امیدوارم باز هم نظرات این چنینی ببینم. ممنون 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 3:39 توسط امین |

                                                  انا لله و انا الیه راجعون

تو گیر و دار امتحانا همش تو این فکر بودم که موضوع یا سوژه ی اولین پست تابستانیم چی می تونه باشه . سوژه های خوبی هم به ذهنم رسید ولی ولی نمی دانستم که موضوع این پست وبلاگم -یکی از تلخ ترین موضوعات زندگیم - خواهد بود. این پست را درحالی که اشک چشمانم را پوشانده می نویسم ...... واقعا لحظات سختی است ......

خدایا ........ آخه چقدر مصیبت سر من میاد ! چند روز پیش که گفتن اون بی پدرا پرده حرمت حرم امامان ما در سامرا را دردیدند و امروز و امروز ...

یک دفعه یک افلاین برام آمد :

خبرگزاري فارس: آيت الله العظمي فاضل لنكراني از مراجع عظام تقليد قم، ساعتي پيش به ديار باقي شتافت. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8603260499

- من بهت زده اول انکار و بعد از سر اجبار تایید می کنم ..... سریع جواب افلاین را می دهم : "خالی نبند بابا ٬ تو سایتش ننوشته " و در جواب لینک خبر خبرگزاری فارس را دریافت می کنم. در آخر -با نفسي سنگين - گفتم : "خبر خوبی نبود."

- آری ٬ کل نفس ذائقه موت .... مرجع تقلید من به ملکوت اعلی پیوست ....... وای چه خبر تلخی ! ...... مردی که همواره آرزوی دیدارش را داشتم حالا باید آرزوی زیارت بقعه ی مبارکش را داشته باشم .... مردی که از کودکی با سایتش ٬ رسالش و عکساش مانوس شده بودم ٬ نزدیکای شهادت حضرت زهرا (س) به دیار باقی شتافت .

- بسیار با سواد بود ...... به هیچ عنوان خشک مغز و متحجر نبود ٬ حتی چندین بار  فتوای سال های پیش خود را تغییر داده بود .... ۳۰ سالگی مجتهد شد ..... هیچکس - حتی آیت بروجردی-  فکر نمی کرد او چه نابغه ایست ...... مسلما دیگر عالم تشیع همانند او را نخواهد دید !

- همین چند روز پیش رسالش رو می خواندم ولی نمی دانستم که اینقدر زود باید فاتحه برایش بخوانم.

خدایش بیامرزاد ........

براي شادي روح ملكوتي اش صلوات.


پي نوشت : ۱. سايت مرحوم آيت الله لنكراني

                 ۲.مختصري از زندگي نامه ي معظم له

     

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:15 توسط امین |

                                                 بسم الله نور

سلام برو بکس ....... امیدوارم حالتون خوب و خوش و خرم باشه ....... می دونید که چند وقتی رفتیم تو امتحانا گند بزنیم بیاییم .... به خاطر همین چند وقتی بود وبلاگ ما تعطیل شده بود .... حالا دوباره باز شده ... و آماده ی بحث روز ........ بله بحث ما محرم است ولی نه کلامی که شونصد بار شنیدید و شونصد بار هم نقل کردید .... نه

اگر با سبک و سیاق این وبلاگ و نویسنده ی آن آشنا باشید حتما می دانید ٬ نگارنده ی این وبلاگ تا حرف جدیدی نداشته باشد ٬ صم بکم می شیند و تا فکر و حرف جدید و مستدلی به ذهنش خطور نکند ٬وبلاگ را آپ نمی کند ....... چون از حرف کلیشه ای و تکراری حالش به هم می خورد ....... و نمی خواهد هیچگاه "حال به هم زن " شود. 

خوب بریم سر موضوع خودمون ......... باز هم محرم شد و فکر های ما را به چرا فرستاد ...... چراهایی که گویی ذهن ما هیچگاه از آن ها سیر نمی شود.

چرا امام حسین (ع) را اینگونه شهید کردند ............ من هرچی فکر می کنم نمی فهمم .......  اگر فقط درد کوفیان اون یارو ابن مرجانه (عبیدالله بن زیاد ) و هراس از او بود ٬ خوب فوقش می آمدند یه جنگ عادی می کردند و می رفتند ..... یا اگر ثروت و قدرت گولشون زده بود خب باشه می آمدند با ماموریت خود را انجام می دادند و می رفتند ..... دیگه چرا اینقدر فجیع و با کینه شتری (البته بلا نسبت شتر) حتی به بچه ی ۶ ماهه هم رحم نکردند ...... نه نه نه .... دلیل این همه کینه این نیست ....... هیچگاه قدرت و ثروت و ترس از یزید نمی تونه اینقدر کینه و بی رحمی در دل یک آدم - ولو حرام خوار - ایجاد کنه ......... پس دلیل دیگری داشته ...... چه دلیلی؟  آهان

 این کینه ها به خیلی قدیمتر برمی گرده ........ زمان نیاکان جنگاوران و حاربان میدان کربلا ........... این نبرد بوی انتقام می داد ........ انتقام از کی برای چی چرا مگر امام حسین آنان را چکار کرده بود که اینقدر بی رحم و نا نجیب شده بودند ...... به بچه ی ۱۳ ساله هم رحم نکردند ........ بچه ای که امثال او در دوران ما عشقی جز عمو پورنگ و کانتر استاریکو و گریه کردن به خاطر گرفتن نمره ی ۷۵/۱۹ در درس تاریخ ندارد ....... بعد آ زمان آنقدر اوضاع وخیم بود که بچه ی ۱۳ ساله مثل شیر مردان جنگاور لباس رزم می پوشد و به جنگ جنگجویان حرفه ای - که از این راه پول در می آورند - می رود [خنده تلخ : شکلک نداشت ] خنده دار است .... جنگ با کودک ۱۳ ساله .... کشتن بچه ی ۶ ماهه ...... جدا کردن سر چیزی که روح ندارد و احساس درد نمی کند و خیلی چیزهای دیگر ....

اگر تا حالا به دعوای یک بچه ی قلدر پر زور و در عین حال نامرد با ضعیف تر از خودش دقت کرده باشید ٬ بچه ی پرزور اگر کینه و عقده ای از آن بچه ضعیف تر داشته باشد ٬ منتظر بهانه می گردد که از وی آتو بگیرد و او را له و لورده کند ....... مثلا کوچکترین توهین یا بی اعتنایی بچه ی ناتوان ٬ باعث حمله ی بچه ی دیگر می شود . (البته بلا تشبیه امام حسین و یارانش که هیچگاه ضعف نشون ندادند بلکه همش عزت بود و شرف) 

این حادثه هم تو همین مایه هاست ... یزید و یارانش کینه ی سالیان دور رو به یدک می کشیدند  ..... و یگانه دلیل اصلی کینه توزی آنها "پدر کشتگی" بود...... اره پدر کشتگی ...... خیلی از این افرادحسین را پسر قاتل پدر خویش می دانستند ...... چه کسانی که پدر خود را در رکاب علی از دست داده و یتیم شده بودند و چه کسانی که برق شمشیر علی (ع) پدرانشان را از آنها گرفته بود .... این نوشته رو نمی خام بیش از این کش دهم .... فقط این مقدمه رو داشته باشید تا ان شا الله در پست های بعدی متهمان ردیف اول تا آخر را به شما معرفی کنم و آنها را بعد از ۱۳۳۶ سال دوباره محاکمه کنم ... ان  شا الله دست بعد فلن خدانگهدار شما


پی نوشت :

۱. سلام مجدد یه بنده خدایی به نام  "س" برای ما کامنت گذاشته هیچ اطلاعاتی هم نداده ....... انتقادا ت و پیشنهادات خوبی داده ....... بعد خواسته به من ایمیل بده ........ اقای س شما می توانید تو کامنتای همین وبلاگ ایمیلتو بدی ...... یا ای دی یاهو من را -که گوشه صفحه هست- اد کنی ....... یا به اایمیل شخصی من مکاتبه کنی ........ ممنون از لطف و توجهت به این وبلاگ .... معلومه با دقت خوندی ممنون

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 23:37 توسط امین |

                                                        به نام خدا

چند وقتی است هر از چند گاهی شبکه ی سه  مستند مربوط به اردوی جهادی سال پیش ما را نشان می دهد . این مستند که " ماجرای ما چند نفر" نام دارد برنامه ی اردوی جهادی مدرسه ی سال پیش من و کمک های این مدرسه یا بهتر بگم کمک رسانی (چون از همه جا کمک مالی و غیر مالی جمع کردیم) نشان می دهد. البته هدف از ساخت این برنامه به تصویر کشیدن فقر و بدبختی مردم محروم جنوب کشور است . به گفته ی کارگردان این مستند این برنامه برگرفته از حدود ۶۰ ساعت راش (مستند بدون تدوین) بوده که پس از تدوین حدود ۱۰۰ دقیقه تقلیل یافته است!!!

من هم در این برنامه دوسالی شرکت کردم .... سال اول پوشش رسانه ای نداشت و خود مدرسه فیلم می گرفت ولی سال دوم با همت بروبکس گروه مستند سازی به یک مستند تلوزیونی تبدیل شد .

من هم تلویزیون نشان داد ... اگرگفتید کدوم بودم؟؟؟ ... نمی خاد بگید خودم می گم ... همون عمله ی محترمی که در گروه چاه مستراح کار می کرد و چفیه ی خود را مانند عمامه به سر خود بسته بود . یه مصاحبه ای هم کرده بودم که نشان ندادند ... ولی مصاحبه ی احمدو نشان دادند ... همون پسر عینکی که در حین بیل زدن اذعان داشت : "من عملگی رو دوست دارم " و درباره ی  فقر پیرزنی روستایی -که سال پیش رفتیم روستاشون برای ارزاق شب عید - تعریف می کرد .

البته اینم بگم که خیلی ها دوست داشتند بیایند ولی متاسفانه به دلیل کمبود بودجه - که از خیرین باید برسه - کار کافی برای همه ی بچه ها نبود .

به هر حال با همه ی این اوصاف ما (البته در اصل خیرین چون ما وسیله بودیم) تنواستیم : یک مدرسه و دو خانه بسازیم . من هم در گروه چاه مستراح مدرسه کار می کردم در حالی که مسئولیت چاه دسششویی مدرسه بر عهده گروه ما بود و انقدر کندیم تا آخر به آب رسیدیم.

خاطره ای هم از این اردو دارم ........ که به دلیل تنبلی و ... ای اینجانب در جابجایی بلوک ها جون یه بنده خدا نجات پیدا کرد که تو پست بعدی می گم فلن تو خماریش بمونید... واقعا آدم چقدر می تونه موثر باشه که تنبلی شم جون یه نفرو نجات بده . حالا دم عید شد شماره حساب می دم برید پول بریزید یا آدرس می دم برید به این محرومین بیچاره کمک کنید . التماس دعا شدید دارم از همه ی رفقای باحال ......... ان شا الله موفق باشید ........ و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین


پی نوشت :

- مطلب سال پیش من که قبل از حرکت به سمت شوش دانیال نوشتم :  تبريك و تسليت !!!

- تا بعد امتحانا یعنی ۲۶ دی این وبلاگ تعطلیه.... دعا کنید ۲۰ شم .... یا علی

- تعطلیه یعنی کلا تعطیله یعنی امکان درج نظر جدید هم تعطیله ... شمام برید درس بخونید ...... مشروط یا مردود نشید .... حوزه رو نمی دونم ارشیابیشو که توصیه ای به طلاب بکنم ... امیدوارم مختون تعطیل نباشه ...  فلن خداحافظ

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 20:30 توسط امین |

                                                         به نام یزدان پاک

سلام بچه ها . حال شما چطوره؟ میبینم که همه شما برای بازگشایی مدارس - بقول میلاد - شوق زاید الوصفی دارید !!! البته با خواندن اشعاری بس زیبا و شایان ستایش!!! همه با هم : باز آمد بوی گند مدرسه!!! خوب اشکال نداره ان شا الله غم آخرتون باشه و با انرژی این غم آخر را شروع کنید. 

ما که غم آخرمونه!!! یعنی آخرین سال مدرسه را در پیش داریم !!! و سال بعدش دیگر دانش آموز نیستیم بلکه دانش پزوهیم.(آخه یکی نیست بگه دانش آموز سوم با پیشی چه فرقی داره که اسماشونو عوض کردند!!!) .

امروز یه مقاله ی سفارشی از نظر شما می گذرد. به خواهش دو فقره از دوستان این مقاله را می نویسم. البته گفته ها در این مورد بسیار زیاد است ولی خوب من سعی می کنم نتیجه ی درست و در عین حال مستند  خودم را درباره ی این موضوع خطیر بیان کنم. البته در آخر توصیه هایی هم دارم که می تواند شما را از این گناه مصون نگه دارد. متاسفانه اینقدر این موضوع فراگیر شده که ترک آن –البته برای بعضی ها – حقیقتا مرض آور است. در کوچه ، خیابان ، تاکسی و حتی تلویزیون مصادیق آن را می شنوید. بله شاید حدس زده باشید . موضوع بحث امروز ما موسیقی و غنا از منظر اسلام و خدا ست . خیلی ها از بیخ این موضوع را حرام می دانند و در عین حال خیلی های دیگر نه تنها حرام نمی  دانند،  بلکه آن را مستحب ماکد خوانند!!! قبل از هر چیز باید غنا را تعریف کرد و بعد موسیقی را به آن پیوند زد تا ببینیم چه از آب در می آید. پس بریم ببینیم چی میشه :

- تعریف غنا : هیچ گاه مفسران و زبان دانان روی معنی این لفظ اشتراک نظر نداشتند . البته لازم به ذکر است که "غناء" با "غنی" فرق دارد ؛ اولی به معنی آواز خوانی و دومی به معنی ثروت و غنائت است. ولی خوب بحث لغوی "غناء " مد نظر ما نیست بلکه بحث اصطلاح و کاربرد آن در متون مد نظر اینجانب است. و اما بهترین تعریفی که من از غنا خواندم این است : توجه بفرمایید :

غنا حرام است و گوش کردن به آن و کسب کردن به آن حررام است و تنها صدای خوب غنا نیست بلکه عبارت است از گشیدن صدا و گردانیدن آواز در حلق بکیفیت مخصوصی که طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصیت و طرب باشد و نیز با آلات موسیقی ملایم و موافق باشد.

و در معنی طرب آورده اند :  خوشحالی مضاعف یا ناراحتی زیادی که بر اثر یک آواز یا موسیقی به انسان دست دهد. و ذکر این مطلب خالی از لطف نیست : من دیروز در کتاب ناپلون هیل نویسنده ی معاصر آمریکایی می خواندم که یکی از محرک های قوی ذهن  "موسیقی" است. یعنی این نشان می دهد موسیقی می تواند به راحتی آدم را از حال طبیعی خود خارج کند.

- ادامه ی بحث : تا اینجا با غنا و مصادیق آن آشنا شدید و دریافتید که غنا خواندن با کیفیت خاص است که روی خواننده و شنونده حالت روحی خاصی ایجاد می کند. ولی مدرکی از قران ندیدید که دلیل بر گناه بودن غنا باشد. خوب اشکال ندارد . دو آیه در قران وجود دارد که یکی صریحا و دیگری تلویحا غنا را نفی می کند. البته یک آیه ی دیگر هم هست که آ« هم بصورت تلویحی بر حرمت غنا تاکید دارد.

- غنا در قران : و من الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین ( لقمان آیه ی 6) :

 و برخى از مردم، خريدار سخنان بيهوده و سرگرم كننده‏اند، تا بى‏هيچ علمى، (ديگران را) از راه خدا گمراه كنند و آن را به مسخره گيرند؛ آنان برايشان عذابى خوار كننده است.

ذکر چند نکته درباره ی این آیه ضروری است : 1. لهو به معنی چیزی است که انسان را از مهمش (خدا) باز دارد و لهوالحدیث(سخن بیهوده) به معنی سخن یا شعری است که انسان را از خدا بازدارد. و یکی از مصادیق سخن بیهوده غناء است . البته خیلی ها می گویند منظور از لهوالحدیث ، مستقیما غناء است اما نظر من و خیل های دیگر این است که لهوالحدیث معانی گسترده ای دارد که یکی از مصادیق  آن غناء است .

2. غنا انسان را از خدا دور می کند و هیچ علمی در آن نیست بلکه فقط مروج جهل و هوس محوری می باشد.

3. شنونده ی غناء یک موجود مسخره است ، که از خوانده مسخره تر از آن لذت می برد و جالب آنکه در جامعه امروز جوانان ما آنقدر جذب این مسخره ها شدند که رو اسن ایشان قسم می خورند و خواب و خوراک و زندگیشان این مسخره های غربی و شرقی شده اند . بعد می گید این جوونای ما چرا اینقدر لوده شدند و جدیت و هم در کارهای آنها رفته؟ خوب اینم دلیلش . 

 4. شنونده های و خواننده های غناء ، شناگران ماهری هستند. زیرا خیلی خوب شیرجه می زنند. شیرجه در آتش مذاب که به آنها وعده داده شده. توصیه ی برای ایشان : بچه ها بعد شیرجه شوخی شهرستانی نکنید ؛ چون ممکنه آب اوه ببخشید آتش بخورید و شیکمتون سوراخ شه.

- احادیث : الف) برای آنان که خانه یشان نوار غنا و موسیقی زیاد گوش می کنند: امام صادق (ع) : خانه ی غنا و سرود از نزول مصیبتی دردناک در آن ایمن نتوان بود و دعا در آن خانه به اجابت نرسد و فرشته داخل آن خانه نشود. (وسایل الشیعه ، ج17، ص 303)

ب) عاقبت امت مطرب : امام حسین (ع) : هیچ امتی که در آن موسیقی باشد پاک و مقدس نشده است. (کافی ج6 ص 437) (این دو حدیث بالایی را من از منبع اصلی ندیدم ؛ فلذا مسئولیتی در قبال صحت یا عدم صحتش ندارم ولی حدیث در این باره زیاد دیدم و این امر جرات نقل آن را به من داد.)

ج) امام باقر (ع) : غنا دورویی و به دنبال خود فقر می آورد.( وسایل شیعه ج 17 ص 309)

د) مستمع غنا یا شیطان پرست : امام باقر (ع) فرمودند: کسی که به سخن گوینده ای گوش دهد و به او میل کند پس او را پرستیده است پس اکر ناطق از خدا ادا کند شنوده خدا را پرستش کرده و اگر ناطق از شیطان برساند پس شنونده شیطان را پرستش کرده است.

-  توصیه های امنیتی خودم :

الف) مهم : بعضی خواننده ها با خواندن شعر درباره ی ائمه و خدا کم کم برای خود وجه سازی می کنند و بعد که خود را فردی موجه معرفی کردند شروع می کنند به خواندن اشعاری با ریتم تند و با موسیقی طرب آور . و به هرکس هم این موضوع را گوش زد کنیم که آقا جان این موسیقی مشکل دارد ، مورد حمله ی شدید قرار می گیریم که این فلان و بیساره و خیلی هم آدم خوبیه. همتون فهمیدید من کی رو می گم.

ب)مهم 2 : بعضی های دیگر اشعاری در مدح ائمه می خوانند که علاوه بر  چرت وپرت بودن و ریتم تند مناسب اکس پارتی ، موجب وهن به این معصوم یا اولیا خدا می شود که متاسفانه در محرم خیلی باب می شود و بدتر آنکه بعضی از مداحان ریتم آن را می گیرند و الفاظش را عوض می کنند و می خوانند  که این کار باعث بسی تاسف است. مواظب این مداحی ها و ترانه ها باشید.  

ج ) تاکسی : مشکلی که من خودم دارم و کمتر تاکسی ای نشسته ام که نوار داغون نگذاشته باشد. ما هم مجبوریم نهی از منکر کنیم البته به شیوه ی قرن 21: توصیه های من در این باره (البته به عنوان فردی با تجربه : 1. هیچ وقت بحث مذهبی و گناه و غنا بودن نوار یا سی دی راننده را به میان نیاوردید چون کسی که عادت به کاری کرده باشد ، با هر استدلالی حاضر به ترک آن نیست و ممکن است به شما و حتی اعتقادات شما توهین کند.

۲. روشی سابق من این بود : من : آقای راننده لطف می کنید موسیقیتان را خاموش کنید. راننده : چرا؟ من : آخه من از این نوار خوشم نمیاد – با شکست این طرز برخورد در یک مورد این روش را ترک کردم و روشی بهتر ابداع کردم.

۳. من : آقای راننده لطف می کنید موسیقیتان را خاموش کنید؟ راننده : چرا؟  من : (با حالت رنجور) آخه من از اول صبح تو این اداره و اون اداره رفتم و سرم درد می گیره. می دونید که چقدر این ادارات آدمو معطل می کنند و ... (این خوب جواب می ده و دروغ هم نیست چون آهنگ با صدای بالا موجب سر درد می شود.)

ه) الکی گیر ندهید : برای نوار یا موسیقی هایی با ریتم آرام و اصطلاحا لایت الکی به راننده گیر ندهید و خون نجس خودتان را کثیف تر نکنید. من خودم به عینه دیدم : به عنوان مثال:  با دوستم در تاکسی نشسته بودیم راننده یک موسیقی سنتی لایت (شجریان خوانندش بود) گذاشته بود. دوستم به من گفت(البته در گوشی) : بگو خواموشش کنه  .  من گفتم : اولا اگر مشکلی داره خودت بگو ثانیا مشکلی نداره الکی گیر نده. و وی از همون دسته بود که در اول مقاله اشاره شد . (موسیقی را ار بیخ حرام می دانند.)

 - نتیجه : خدایی می دونم چقدر ترک این عادت باحال سخت است ولی به عاقبتش فکر کنید . عاقبتش چیست؟ : الف) در صورت استمرار و ابرام بر این گناه : شیرجه در آتش می زنید بدون اینکه بدونید.

ب) در صورت ترک این گناه : حدیث : امام موسی کاظم فرمودند : اگر کسی خود را از غنا دور بدارد برای او در بهشت درختی است که بامر خدا وقتی باد آن را حرکت می دهد صدایی از آن بلند میشود که هیچ گوشی آن را نشنیده است. ( کافی ج 6 ص 434)

- مطالعه ی بیشتر : گناهان کبیره جلد 1 بخش غنا مخصوصا پاورقیش در مورد تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان.  موفق باشید و صلی الله علی محمد و آل محمد


توضیحات بنده :۱. طبیعیه : در دوران قبل این وضیعت پیش بینی شده : روایت: پیش بینی اوضاع غنا و موسیقی در آخر الزمان : آلات  لهو نواخته می گردد و یک نفر نیست که نهی از منکر کند و کسی جرات بر نهی آن نمی کند و نیز در شریف ترین مکان ها یعنی مکه ی مکرمه و مدینه ی منوره ٬علنا آلت لهو نواخته می شود.

۲. من : موسیقی گوش می دهم البته نه هر موسیقی ای که مغز من را جارو کند و مخ من را تخدیر و خراب کند. ارزش گوش های من بیش از آن است که جولانگاه هر چرت نامفهومی باشد.

 

۳. همیشه حق میل باطنی ما نیست و حق خواست خداست. بعضی موقع باید تمایلات خود را له کنیم و ببینیم فرمان ذات اقدس الهی چیست. اینرو خوب بخوانید : و لو اتبع الحق اهوائهم لفسدت السماوات و الارض و ما فیهن بل اتیناهم بذکرهم فهم عن ذکرهم معرضون (مومنون آیه ی 71) : و اگر حق از هوی و هوس شما تبعیت کند قطعا آسمان ها و زمین و آنچه بین آنهاست فاسد می شود ؛ بلکه به آنها ذکرشان را عطا کردیم ولی از آن رویگردانند.

۴. اگر فقط گفته ی دانشمندان و استدلال علمی ایشان را مورد تایید قرار می دهید. استدلال دانشمندان غربی که بویی از اسلام نبرده اند را احتمالا قبول دارید. علمای غربی اذعان داشتند که موسیقی باعث تحریک اعصاب پاراسمپاتیک می شود که نتیجه ی آن ایجاد سستی ، بیحالی ، خواب ، غفلت ، فراموشی حزن ، بیهوشی و بالاخره مرگ است . پس اگر مرض دوست داری گوش کن.

۵.. کتاب تاثیر موسیقی بر اعصاب : بیماری های مانند امراض مختلف روانی ، اغتشاشات فکری ، عدم تعادل روحی (دم دمی بودن) ، انواع و اقسام دیوانگی ها و فور سکته های قلبی و مغزی صدی نود پنج (نود پنج درصد) بخاطر تعمیم موسیقی در جامعه ی متمدن امروز است.  

تذکر مهم : این مقاله در تاریخ ۲۳/۴/۸۷ ویرایش شد . کلا تعریف غنا را دباره ذکر می کنم : موسیقی طرب آور مناسب مجالس لهب و لعب.
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 16:42 توسط امین |

             

                                                  به نام خدا

بالاخره بعد از کلی انتظار لینک باکس ما هم افتتاح شد . لینک باکس ما لینک باکس خاصی است که امید است با حمایت شما عزیزان بهترین لینک باکس تخصصی شود. و اما منشور لینک باکس ....

- هدف از تاسیس لینک باکس : عرضم به حضور شما من بارها قصد داشتم  در لینک باکس های سایر سایت ها و وبلاگ ها مشارکت کنم اما چون با مشارک خود٬ مجبور بودم لینک خود را کنار وبلاگ های غیر اخلاقی و نامشروع قرار دهم٬ پشیمان می شدم. لذا بر آن شدم خودم به همراه دوستم علی ٬ لینک باکس اختصاصی مخصوص وبلاگ های فرهنگی و مذهبی تاسیس کنم تا دوستان متدین مجبور به مشارکت با لینک های غیر اخلاقی نشوند و در عین خود آمار بازدید خود را به طور چشمگیری افزایش دهند.

- مزیت های لینک باکس ما :

۱. بسیار کم حجم است .   

۲. ظاهر آراسته و زیبا دارد.   

۳. لینک های غیر اخلاقی و حشو در آن جایی ندارد.          

۴. آمار بازدید وبلاگ شما را به طور چشمگیری افزایش می دهد.

- قوانین لینک باکس ما

۱. از آنجا که افزایش بازدید لینک باکس بستگی به قرار گرفتن آن در وبلاگ شما عزیزان دارد ٬ بنابراین اول لطفا لینک باکس ما را در وبلاگ خود قرار دهید ٬ سپس به ما اطلاع دهید ٬ در اسرع وقت لینک شما در لینک باکس قرار می گیرد. این هم به شما و هم به نفع لینک باکس ما است.

۲. همانطور که ذکر شد لینک وبلاگ های غیر اخلاقی و مخالف قوانین جمهوری اسلامی در لینک باکس ما قرار نمی گیرد.

۳. لینک وبلاگ های غیر مذهبی شامل موضوعات عمومی ٬ اجتماعی ٬ اقتصادی ٬ سیاسی ٬ ادبی و هنری و فلسفی و ... نیز در صورتی که مورد خاصی نداشته باشد و قانون شماره دو را شامل شود قرار می گیرد و از این بابت مشکلی خاصی ندارد. 

۴. وبلاگ های ادیان و مذاهب الهی دیگر نیز می توانند در این لینک باکس ثبت نام کنند . 

۵. به وبلاگ هایي با موضوع network marketing و بازاريابي ايترنتي ترتيب اثر داده نمي شود.

۶. به وبلاگ هایی که حاوی لینک ها یا لینک باکس های غیر اخلاقی هستند لینک داده نمی شود. 

-نكات:

۱. آدرس لينك باكس ما : لينك باكس وبلاگهاي مذهبي :http://religion-linkbox.mihanblog.com

۲. نمونه ي اين لينك باكس را مي توانيد در پايين صفحه  مشاهده كنيد.

۳. طريقه ي عضويت : الف) لينك باكس ما را در وبلاگ خود قرار مي دهيد  ب) به ما اطلاع مي دهيد تا لينك شما رو در اين لينك باكس اضافه كنيم.

۴. نحوه ي قرار دادن لينك باكس : الف) كد لينك باكس را كپي مي كنيد .  ب) در آخر قالب خود در قسمت ويرايش قالب ٬ اين كد را پیست می کنید :
<iframe name="I1" src="http://Www.religion-linkbox.mihanblog.Com" width="442" height="240" scrolling="yes" marginwidth="1" marginheight="1" border="1" frameborder="1" style="border: 1px dotted #003399; ">

۵. نحوه ی مطلع کردن ما : الف) می توانید در قسمت " ارسال لینک" در بالای لینک باکس لینک خود را به همراه آد رس و عنوان و توضیح لینک را بنویسید   .   ب) در قسمت نظرات همین پست به من اطلاع دهید تا لینک شما را قرار دهم. ج) به آی دی من -که در کنار صفحه- موجود می باشد ٬ بفرستید.

- در آخر پیشایش از مساعدت شما عزیزان تشکر می کنم موفق باشید و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

تذکر مهم : این لینک باکس دیگر وجود ندارد . اگر از طریق سرچ به اینجا رسیدید خواهش می کنم از این حرکت الهام گرفته و به فکر سازماندهی این چنینی وبلاگ های مذهبی باشید . این مقاله صرفا برای برداشت آزاد دیگران و نوستالژیک بودنش هنوز در آرشیو وجود دارد. . (۲۳/۴/۸۷)

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 14:58 توسط امین |

                                                      بسمه تعالی

حال عجیبی دارم. احساس می کنم به وب و وب نویسی و ایترنت معتاد شدم و از طرفی با خود عهد عهد بستم در قید و بند هیچ چیز قرار نگیرم وهیچ چیز نتواند آزادی مرا سلب کند ولی کم کم دارم احساس می کنم که مقید به وبلاگ نویسی شدم و این امر مرا رنج می دهد.

فلذا بر آن شدم تا برای مدت کوتاه یا بلندی که حداقل یک هفته و حداکثر یکی و دوماه است دیگر به اینترنت وصل نشوم تا ضمیر ناخوداگاه خود قید و بند ایترنت و وبلاگ نویسی برهانم. برای این مدت غیبت مجموعه لینک هایی را قرار می دهم که شامل مطالب مفید و خواندنی است. این مقالات غالبا در زمانی نوشته شدند که مخاطب این وبلاگ کم و مخاطب خاص بود. از خدا مسئلت دارم که به من کمک کند تا خود را از قیود دنیوی برهانم و مصداق عملی این شعر شوم :

             غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                      ز آنچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

و اما لینک ها : برای آنها که فیلم آتش بس را دیدند               برای آنها که دوست دارند رستگار شوند

                  برای آنها که به شعر علاقمندند            براي آنها كه دوست دارند جن ها را بشناسند 

            براي آنها كه فكر مي كنند شيعه هستند     براي آنها كه زياد شوخي مي كنند و جك مي گويند

                       براي عاشق پيشگان                               براي بدحجابان و بي حجابان

            براي آنان كه زيد يا دوست دختر دارند                   براي آنان كه نمي دانند چرا خلق شدند

                            براي آنان كه دوست دارند الفباي شيعه را بخوانند يا بخرند

                         براي آنان كه فكر مي كنند سياست ما جداي از ديانت ماست

                                    براي آنان كه با حديث حال مي كنند

                           براي آنان كه دوست دارند به فضايل ائمه پي ببرند

                             براي آنان كه بي تربيتند و فحش زياد مي دهند 

                                براي آنها كه نماز نمي خوانند و تارك صلاتند

                             براي آنها كه عشق  مداحان و مداحي امروزي اند.

                                براي آنها كه فكر مي كنند عاشق خدا نيستند. 

                              و  دو شعر زيبا در مدح نصر الله:

                                                    تنها تو مانده اي نصر الله!!!   

                                                تو ننگ عربي سيد حسن نصر الله!!!

از همه ي دوستان التماس دعا دارم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 4:7 توسط امین |

                                                                  

                                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت دوستان . امیدوارم که عید میلاد با سعادت دخت پیامبر(ص) و ام ابیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر شما خوش گذشته باشد. امروز می خواهم درباره ی شعر بحث کنم و دیدگاه احادیث و روایات را در این باره بیان کنم.

علتی که باعث شد این مقاله را بنویسم بحث و جدل دوتا از دوستان من درباره ی شعر است. یکی از آنها بنام آقا سعید (همون پيري خودمون )  از اون حافظ دوستای افراطی و مدافعان سرسخت حافظ و شاعران این تریپی است . حیف که عمر حافظ قد نداد که حضور آقا سعیدو درک کنه. شرط می بندم اگه حافظ ۴۰ تا یار مثل سعید داشت قیام می کرد و مردم را مجبور می کرد به جای کتاب بخوانیم دبستان ٬ کتاب دیوان حافظ بخوانند.

نقطه مقابل فرد مزبور شخصی است بنام آقا احمد . این آقا احمد ما از اون آنتی شاعرای خفن است. می گوید همه ی شعر ها ٬ شر و ور هستند و اصولا حافظ و امثالهم هموشون فن چرت و پرت و خزعولات سرایی را پیشه کردند و این اصتيل هاي عرفاني همش براي كلاس گذاريست. شرط مي بندم آقا احمد اگر زمان حافظ بود وي را از هرم (آخه يكي نيست بگه مگه حافظ گربست) به سقف ميخانه آويزان مي كرد تا ديگه فكر شعر و شاعري به سرش نزند. (با عرض پوزش خدمت بچه هاي شاعر مسلك و انجمن گسترش فرهنگ و ادب فارسي و فرهنگستان محترم ادب و زبان فارسي

اما نظر احاديث و رويات و حتي قرآن با نظر اين دو دوست نسبتا محترم مخالف است . مي گويد: نه اين خوبه كه هر شعري كه گفته شد را بپرستي و نه اينكه اشعار شعرا محترم را نخوانده و نشنيده چرت و پرت تلقي كني. احاديث درباره ي شعر بسيار كم است و من به زور چهار تا حديث معتبر و معروف در باره ي شعر پيدا كردم  اميدوارم حداقل شبهات اين دو دوست عزيز را برطرف كند.

1) معني شعر و شاعر: تعريف مرحوم راغب اصفهاني: شاعر بعلت فطنت و دقت معرفت شاعر ناميده شده و شعر در اصل علم دقيق است...    - و تعريف استاد قرشي نگارنده كتاب قاموس قرآن: شعر در اصل به معني دانستن و توجه خاص است و در اصطلاح بكلام موزون و قافيه دار اطلاق مي شود كه در آن دقت و ذوق مخصوص بكار رفته است . شاعر گوننده ي چنين كلامي است . بايد اضافه كرد كه شعر بيشتر توام با تخيلات است كه در خارج مصداق حقيقي ندارد و شاعر بقدرت خيال خويش آن را در قالب الفاظ ريخته است .... (قاموس قرآن ج 4 ص 43)

2) و اما كلام معروف خدا : و ما علمناه الشعر و ما ينبغي له ان هو الا ذكر و قران مبين : ما به او شعر نياموختيم و شعر به او سزاوار نيست بلكه كلام او تذكر و قرآن آشكار است.(يس 69)  « اينجا مشخص مي شود شعر كلامي موزون است زيرا قران نيز موزون است ولي همانطور كه در بالا ذكر شد :شعر كلامي است كه حالت خيال انگيز دارد و خيلي ها شاعر را خيال پرداز تلقي مي كنند فلذا در شان نزول اين آيه آمده كه مشركان بدليل "اين پيامبر را شاعر مي خوانند كه كلامش خيال پردازي اي بيش نيست."»

3) پيامبر اعظم (ص) : بعضي بيان ها سحر ، بعضي شعرها حكمت، بعضي سخن ها مبهم و برخي دانشجويي ها ناداني است. (كنزالعمال ج3 ص 582) « پس شعر غير خيالي هم داريم و شعر خيالي تنها نوعي از شعر است. شعر توان بالقوه جهت تبديل به حكمت را دارد كه اين امر مستلزم محتويات آن است.»

4) گوياترين شعر : پيامبر اعظم (ص) : گوياترين و زيباترين شعري كه عرب گفته است ، سخن لبيد است كه گويد : آگاه باشيد! جز خدا همه چيز باطل است : الا كل شي ما خلا الله باطل (سنن الكبري ج10 ص 239) « اين شاعر ، يك شاعر حكمت گو است  كه يا خود حكيم بوده است و سخنان حكيمي را در قالب زيباي شعر گنجانده است.»

5) پيامبر اعظم(ص) :  هر آيينه اگر شكم مردي  از چرك پر شود بهتر است كه از شعر پر گردد. (صحيح البخاري ج 2 ص 109)« من اين حديث را قبلا در كتاب حماسه ي حسيني ج 1 اثر استاد شهيد مرتضي مطهري خواندم. او اين حديث را اينگونه تحليل مي كرد كه منظور اين نوع شعر ، خزعولات و مثلا ستايش زيبايي معشوق و مطالب حشو و زايد است و بطور كلي منظور شعر نيست بلكه شر است. در جاي ديگر از آقاي رحيم پور ازغدي شنيدم كه در زمان پيامبر (ص) گروه هايي قد علم كرده بودند كه با اينگونه اشعار مردم را به لهو و لعب كشانده و اشعار آنها غالبا در توصيف زيبايي و يا خصوصيات ظاهري زنان مسلمان بود كه پيامبر با تدبير خويش اين فرق را متلاشي كرد.»

- نتيجه : شعر خوب است ولي شمشير دو لبي است كه مي تواند هم كافر كشد و هم مسلمان مومن شيعه اثني عشري باحال.  پس هم شعر داريم و هم شر كه خيلي موقع فاصله ي تمييز اين دو كلام از مو نيز باريكتر است. اميدوارم اين مقاله مشكل و شبه آقا احمد و سعيد آقا را حل كرده باشد و به شما عزيزان بصيرت كافي جهت مطالعه اشعار شاعران و تحليل آنها را داده باشد . موفق باشيد و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين


پی نوشت : راستی یادم رفت بگم شما می توانید مجموعه اشعار من را در اینجا مطالعه کنید . کلیات اشعار من از ۴ عدد تجاوز نمی کند

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:4 توسط امین |

                                       بسم الرب علی بن موسی الرضا (ع)

 سلام علیکم بالاخره بعد از ۶ روز سفر به تهران برگشتم. و از این به بعد خاطراتم را نیز در این وبلاگ مندرج می کنم تا شاید تجربیات مرا بسط دهید و از دوست حقیرتان عبرت بگیرید .

عرضم به حضور شما که در این سفر خاطرلت تلخ و شیرین و حتی خطرناکی پیش آمد که ذکر همه ی آنها از حوصله من و شما خارج است .

- این سفر درواقع جنبه ی زیارتی تفریحی اردویی تشویقی داشت و از این بابت ویژه و خاص بود. من سال پیش هم در چنین اردویی بودم ولی امثال یک چیز دیگه بود.

مکان اسکان ما در حسینیه ای واقع در خیابان عیدگاه در ضلع غربی صحن جامع رضوی بود و از بابت نزدیکی به حرم مکان بسیار عالی و خوبی بود. در واقع از نظر نزدیکی خوب بود ولی خیلی شلوغ بود بطوری که من گاهی قصد اجابت آرزوی دیرینه ی خود را داشتم که دودیدن از روی ماشین ها و پریدن از روی آنهاست ولی حیف که اسلام دست و پا ما رو بسته و حق خلق الله اجازه همچین کاری به ما نمیده.  

 براستی ایام فاطمیه شلوغ بود و رسیدن به ضریح مطهر مشکل. من دو بار موفق به لمس ضریح شدم که اهمیت خاصی هم نداره چون با پیشرفت فناوری اتصالات مستقیم از بین رفته و اتصالات بیسیم من جمله اتصال بلوتوث جای آن را گرفته . بازی های جام جهانی هم که با زیارت خیلی مزه می داد و بچه ها برای برد تیمشان دست به دعا و ذوالحاجت به حرم می رفتند . من هم با تخمه مومنان فوتبال دوست را ارتزاق می کردم هرچند تیم مورد علاقه من برزیل از گردونه رقابت ها کنار رفت ولی امید به پرتغال دارم که قهرمان شود و از قهرمانی ایتالیا هم خرسند میشوم. مهم این بود که انگلیس و آلمان قهوه ای شدند که براستی دل من را شاد شد . اما خاطرات یکی در ساعات اولیه ورود به مشهد و دیگری در لحظات پایانی اقامت در مشهد. 

« نتیجه اخلاقی : دست زدن به ضریح مهم نیست فقط حضور فیزیکی در حرم مهم است و اتصال معنوی و قلبی با وجود مقدس علی بن موسی الرضا علیه آلاف التهیه و ثنا. »

۱) خاطره ای خنک: روز اول که رسیدیم و مستقر شدیم به علت نبودن آب خنک و تشنگی بچه ها من و دوستم - که ملقب به کپسول انرژی است(م.ا) - برای خریدن یخ به به بیرون فرستادند . ما هم مانند تشنگان سراب دیده و کالطالب حیران به این ور و آن ور زدیم و با تاکسی به یخ فروشی رسیدیم. رفیقم گفت : یه یخ بخریم دو تایی با هم به حسینیه می بریم و یه قالب یخ گنده خریدیم و به دست گرفته و رفتیم. ده قدم نرفته بودیم که رفیقم از شدت یخ زدگی یخ او رو یه پیکان ول داد و فقط خندید . من هم شروع به غرولند کردم . همش می گفتم : "دیدی گفتم نمی تونیم" از طرفی هم راه دور بود هم یخ داشت آب می شد و هم هیچ ماشینی ما رو سوار نمی کرد . ناگهان فرجی حاصل شد و من دیدم یه وانت کنار خیابون وایستاده. به دوستم گفتم بدو. او هم بعد از کلی چک چونه و تحریک حس پول دوستی این پیر مرد مشهدی او را مجاب کرد که ما را ببره . اون پیرمرد هم قدم رنجه فرموده دو دقیقه ای ما رو رساند و تازه با کلی منت پول خون جد پدری محترمش را از ما گرفت . براستی ساقی بودن در قرن ۲۱ چقدر پر خرجه!!! 

«نتیجه اخلاقی : هر وقت خواستید یخ بخرید حتما وسیله نقلیه همراه خود ببرید مخصوصا وانت خیلی بکارتون میاد.»

۲) و اما خاطره ای بس خطرناک : آخرین روز بود و بعد از خواندن زیارت علی المضامین و دعای وداع بهمراه کمی طعام از قرار ۳ سیخ جگر ۳ سیخ دل و ۳ سیخ قلوه ره سپار حسینیه شدم . آنشب مرغ داشتیم و از اونجایی که هیچ چیز من به آدمیزاد نرفته معده ام به مرغ حساس شده و در صورت خوردن قی می کند لذا چند سیخ جیگر دل و قلوه ناجی ما از گرسنگی شد.

بعد ساکامونو بستیم و سوار مینی بوس شدیم که به راه آهن بریم. تو مینی بوس هم بچه ها لطف کردند به مناسبت باخت برزیل جشن گرفتند. بعد از جشن با شکوه و کف و سوت . نوبت به کل کل رسید . این دفعه کل لعن و نفرین و اینجور چیزها. بچه شروع کردند : بر چشم بد لعنت - بر تیکه یخ لعنت و همه با هم می گفتیم "بشمار" بعد از مدتی به عنوان حسن ختام من هم شروع کردم : بر اولی لعنت : بشمور   بر دومی لعنت:بشمور  بر سومی لعنت: بشمور 

بعد که از مینی بوس پیاده شدیم بچه ها دیدند راننده با مسئولمون بد صحبت می کنه و کلی عصبی شده .  بعد که پرسیدیم شصتمون خبر دار شد که بنده خدا راننده سنی بوده و به معلممون میگفته: "خوبه به مولاتون علی ع توهین کنم"

من هم خوشحال و ناراحت از این ماجرا به همراه دوستان آهنگ سفر به قصد تهران کردم. خوشحال از اینکه به دست هموطن اهل تسنن خود شقه نشدم و اینکه به دست خود دستی دستی خود را به باد فنا نسپاردم و ناراحت از توهین به مقدسات یه بنده خدا که منجر به ناراحتی او شد.

« نتیجه اخلاقی : هر وقت خواستید به اولی دومی و سومی لعن بفرستید از عدم وجود محب خلیفه من جمله اهل تسنن مطمئن شوید.»                                       

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 15:29 توسط امین |

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

ان شا الله امشب عازم مشهد مقدس جهت زيارت آستان مقدس امام رضا (ع) هستم و در شوق رسيدن به ضريح و البته كتابخانه آستان قدس بال بال ميزنم. واقعا امسال سعادت بزرگي نصيب من حقير شد كه روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها رو مشهد باشم و كنار حرم نوه ي عالم و فاضلشون امام رضا (ع) به عزاداري بپردازم. 

در اين ايام سفر نمي توانم اين وب نوشته (مصوبه فرهنگستان به جاي وبلاگ) را آپ ديت كنم ولي ان شاء الله در روز سيزدهم كه از سفر برمي گردم اين وبلاگ(بيخيال فرهنگستان) را آپ ديت ميكنم.

در هر حال اگر خوبي ديديد كه نديديد ولي اگر بدي ديديد حلالم كنيد چون معلوم نيست تا كي زنده باشيم و من هم نايب زياره هركه كه به من "التماس دعا" بگه هستم و حال آنكه دعاي اين بنده عاصي و مغضوب درگاه خدا قبول نميشه؟؟!! ميشه؟؟؟!!‌ نمي دانم راستش ولي از خدايي كه من ميشناسم هيچ بعيد نيست كه دعاي فردي مثل من را اجابت كنه؟

ايام فاطميه ياد ما هم باشيد التماس دعا و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 16:26 توسط امین |

                                      بسم الذی یحشر مخلوقه الی یوم الدین

 

سلام عليكم پيشا پيش  سال نو و عيد نوروز (2 فروردين ) را تبريك و اربعين حسيني را به شما تسليت ميگويم عرضم به حضور شما من تا نهم فروردين عازم جنوبم براي اردوي جهادي و بازديد از مناطق جنگي . ما امسال بعلاوه ارزاق و توزيع البسه در شب عيد يك مدرسه و 2 باب منزل براي ايتام در روستاهاي اطراف شهرستان شوش دانيال (ع) ميسازيم كه با كمك مردم خير پول اين منابع باقيات الصالحات جمع آوري شده است.

همچنين بقعه و حرم مطهر حضرت دانيال نبي (ع) در  آنجا زينت بخش و متبرك آن شهراست و هرساله كاروانيان راهيان نور در مسير خود به زيارت اين پيامبر الهي مي  آيند. قبر اين پيامبر را حضرت علي ع در زمان عمر كشف كرد يعني نشان داد و قبر وي را نماياند نه خود حضرت آن را پيدا كند- و امام علي ع درباره او فرمودند : هركه او را زيارت كند گويي مرا زيارت كرده است. براي من دعا كنيد كه ان شا الله مثمر ثمر باشم و در اين جهاد و جنگ و پيكار بزرگ با خود خود(جهاد اكبر با نفسم )  پيروز و سر افراز به تهران بر گردم . يا علي خدا حافظ 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 21:18 توسط امین |

                                                  به نام یزدان پاک

سلام علیکم والا چند وقته نمیدونم ما هرجا میشینیم شوخی شوخی یا کاملا جدی رفقا به هم فحش میدهند . از فحش خار و خاشاک گرفته تا فحش های منکر دیگر. وقتی هم من به آنها بد نگاه میکنم بدون هیچ شرمندگی  این مسئله ی خطیر را به لودگی میگیرند.

مثلا وقتی می خواهند بگویند فلانی خیلی گیج است میگویند او خیلی .... خول .... مخ .... کول است. امید وارم احادیث زیر کمترین تاثیری که رو دوستان میگذارد این باشد که حداقل یک روز ناسرا نگویند.

۱ - قال امام صادق(ع) : از نشانه های شرکت شیطان که شکی در آن نیست اینستکه فحاش باشد که باکی از آنچه که گوید و از آنچه درباره او گویند باکی نداشته باشد (کافی ج ۴ ص۱۴)

۲ - عن امام صادق (ع) : قال رسول الله(ص)  : هرگاه مردی را دیدید که باکی از آنچه که گوید و آنچه باو گفته شود نداشته باشد پس بدرستیکه یا از زنا زاده است یا از شرکت شیطان. (کافی ج ۴ ص۱۴)

۳ - از رسول الله پرسیدند: شرکت شیطان چیست؟ و آیا در میان مردمان است؟ ایشان فرمودند : آیا گفتار خدای عز و جل را که (بشیطان فرماید : ) و شرکت کن با ایشان در مال ها و فرزندان. (سوره اسرا آیه ۶۴ )

۴ - قال امام باقر العلوم (ع): خدا دشمن دارد دشنام گوی دشنام جو را. (کافی ج ۴ ص۱۶)

۵ - عن امام صادق (ع) : قال رسول الله (ص) :از زمره ی بدترین بندگان خدا کسی است که برای هرزه گویی و دشنام گوئیش از همنشینی و مجالست با او کناره گیری شود. ( کافی ج ۴ ص۱۷)

۶ - قال امام باقر العلوم (ع) : هرکه به برادر مسلمان خود دشنام دهد خدا برکت را از روزی او بردارد و او را بخودش واگذارد و زندگیش را تباه سازد. (کافی ج ۴ ص۱۷)

۷ - قال امام صادق (ع) : بد زبانی از جفا کاری است و جفا کاری در آتش است. و نیز فرمود : دشنام دادن و وبدزبانی و هرزه گویی از نشانه های نفاق و دوریی است.

مطالعه بیشتر: اصول کافی جلد چهارم باب کفر و ایمان صفحات ۱۴ تا ۱۸ التماس دعا

                                                                              و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 21:7 توسط امین |

                                بسم الرب الذی لا حول و لا قوه الا به

 

خودم را در ميدان كربلا ديدم . ديدم كه دارند به خيمه ها حمله ميكنند بي احترامي ميكنند تير مي اندازند و من همين جوري نگاه ميكنم و تاسف مي خورم. دريغ از يه جو غيرت!!! امام حسين ع را مي ديدم كه دارد ميجنگد تير مي خورد و من فقط نگاه ميكنم. با خود ميگويم : " آيا واقعا اين همان امام حسيني است كه من براي اوسينه ميزدم گريه ميكردم كلي هارت و پورت داشتم كه اگه آقا روببينم نميزارم قبل از مرگ  من كسي به ايشان چپ نگاه كنه واقعا همان است.

 

آري كل يوم عاشورا كل ارض كربلا حرم امامان ما علي النقي (ع) و امام هادي (ع) را منفجر كردند بعد ما روال عادي زندگي كوچكترين تغييري نكرد سامرا كربلا سال 2006 شد و حرمين امامان ما كربلا . عزاي عمومي اعلام شد ولي عزادار بين عموم مردم كم . تازه اگه بگوييم" آقا جون عزا است يه كم مدارا كنيد" ميگويند اگر اينجور باشد 365 روز سال يه بهانه اي هست كه عزادار شويم يعني اينقدر كم ارزش است براي ايشان كه اصلا اين رو به حساب نمي آورند   پس دوستان من هيچ بعيد ندانيد كه اگه فردا امام زمان بياد ما بهانه تراشي كنيم بگوييم گفت و گو و همزيستي مسالمت آميز بگوييم گفتمان بين تمدن ها و از جنگ سر باز زنيم . ما براي فاجعه 10 محرم سال 61 اينقدر سينه ميزنيم گريه ميكنيم ولي براي فاجعه

 

يك هفته پيش اينقدر بي تفاوت هستيم .

پس ما شيعه حقيقي نيستيم شيعه آن است كه در عزاي امام زمانش عزادار باشد. حداقل كم تر بخندد دست بزند ولي ما بي خيال عزا.

 

واقع بين اگر باشيم ميبينم امامان ما چون از نور واحدي هستنددر نتيجه امام با امام فرقي ندارد و با وجود اين بي تفاوتي بعيد نيست ما نسبت به حضرت امام زمان عج بي تفاوت باشيم ان شا الله كه اينجور نشود.  من اميدوارم تا زمان حضرت صاحب زمان عج آدم شويم و ايشان را حمايت كنيم تا كربلا تكرار نشود.

 

 لا حول و لا قوه الا بالله العزيز الحكيم

شيعيان حقيقي بايد اينطور باشند

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 19:55 توسط امین |

                                       بسمالرب الذی خلق الحسین

باز هم كشتي نجات آمد و مسافرانش را سوار كرد و رفت. ما هرچه قدر دست و پا زديم تو اين دريا و هرچه قدر تندتر دست و پا زديم نرسيديم و دوباره بايد تا سال بعد درانتظار اين كشتي كه مانند خورشيد تابان همه جا روشن ميكند باشيم.

ما با اينكه به اين كشتي نرسيديم و حسابي زيانكاريم اما اميدوارم حداقل تو راه اين كشتي و ناخداي بزرگوارش شنا كرده باشيم. اميدوارم زخم سينه هاي ما و اشكمان ما حداقل كلكي را براي ما درست كند كه بتوانيم روي آن دسته و پا بزنيم و سال بعد به اين كشتي سعادت برسيم.

 آري ان الحسين مصباحا لهدي و سفينه النجاه.  

    اميدوارم اين دست و پا زندن هاي ما خلاف جهت حركت كشتي نباشد. اگر بخواهيم اينطور نشود بايد با معرفت دست و پا بزنيم سينه بزنيم گريه كنيم. ابا عبدالله را بايد بشناسيم تا تكه كلك ما خلاف جهت كشتي جهان پيما به مقصد لقاء الله نرود. درسته كه ميگويند : العامل علي غير بصيره كسائر علي غير طريق لا تزيده سرعت السير الا بعدا (عمل كننده بدون بينش و بصيرت مانند رونده بيراهه اي است كه هرچه قدر بر سرعتش مي افزايد از مقصدش – كه همانا لقا و ديدار خدا و جنات نعيم است. – دور ميشود.  


پی نوشت : در جواب دوست گرامی" بی معرفت": به خدا که کشتی به دنبال ماست... نه ما به دنبال کشتی!

سلام بي معرفت امامم حسين ارباب من در شب عاشورا به همه گفت برويد و اينجا نمانيد مگه هر كس و ناكسي لياقت كشتي ارباب رو داره كه كشتي بياد دنبال ما عاعصيان طاقيان درگاه ارباب و پروردگارش و ما را ببرد.

 ما بايد دنبال آن برويم دست و پا بزنيم شايد دست ما هم گرفت و تو كشتي اش راه داد  هر سال مياد و رد ميشه هر كس تلاش كرد گناه نكرد و آدم بود ميتوانه جواز ورود به اين كشتي را بگيرد در غير اينصورت بسيار زيانكار مي شود.


پی نوشت ۲: نظر دوست عزیز آقا محسن : سلام حاجی
خسته بباشی واقعا خوب کار کردی من تقریبا همه پستها رو خوندم
جسارتا چند جا اشتباههای بزرگی داری
تجدید نظر کن

کسی که چراغ دست اوست انحراف نمیرود.چراغ خدش معرف اشیاست و هم معرف خودش.هرچه من تعریف کنم که چراغ چنین و چنان است فایده ای ندارد.چراغ وقتی روشن شد صلوات میفرستید.هم معرف خودش است و هم معرف دیگران.نور معرف خودش هست و ماسوای خودش را هم نشان میدهد.

نور مال خداست مال ائمه است.با ان نور همدیگر را میبینید و شناخت پیدا میکنید.از خدا بخواهید تا نور وارد خانه دل شما شود.اگر مصیبتی هست صبر کنید و اگر فراخی و توسعه هست باز هم صبر کنید و از خدا بخواهید که طغیان نکنید تا این که نور بیاید.نور که امد نه طغیان است و نه کفران و نه تعدی بلکه همه حقوق ادا میشود.

نظر خودم :این نظرات را کاملا قبول دارم واقعا نوری که از ائمه ساطع میشود فنا پذیر نیست که از بین برود و فقط محرم کشتی ای آن را حمل کند و برود . این نور همیشه ملموس و قابل استفاده است و بی انصافی است که من بگویم این نور نور موسمی است یا علی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 14:22 توسط امین |

                                           بسم رب الحسین

 

۱) قال رسول الله (ص) : قطعا حسين كشتي نجات و چراغ هدايت است.

 

2 ) قال رسول (ص) : كشته شدن حسين آتشي در دل مومنان در مي اندازد كه هرگز سرد نخواهد شد. (مستدرک الوسایل ج ۱۰ ص ۳۱۸)

 

۳)قال امام صادق (ع) : كسي كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين و شوق زيارتش را در دل او مي اندازد. بحار الانوار ج ۹۸ ص ۷۶ )

 

4) قال امام صادق (ع) : هر كس دوست دارد در روز قيامت سر سفره نور بنشيند بايد از زايران امام حسين باشند. بحار الانوار ج ۹۸ ص ۷۲ )

 

۵) قال امام حسين (ص) : من كشته ي اشكم هر مومني من را ياد كند اشكش روان شود. (بحار الانوار ج ۴۴ ص۲۸۴)

 
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 21:10 توسط امین |

 

۱) قال رسول الله (ص) :اي علي !!! اگر تو و شعيانت نبوديد ديني براي خدا پا برجا نمي ماند. بحار النوارج۳۹ص ۳۰۷

پيام: شايد منظور اين باشد كه ديني كه بدون تحريف و شريعت واقعي و اصيل الهي در آينده ديگر باقي نمي ماند واين برداشت هم ميتوان كرد كه بدون علي (ع)-كه طبق روايت جهان براي وجود مبارك او بوجود آمده - ديني روي زمين نمي آيد ولي نقل اول من معتبر تر است. و الله عالم

 

۲)حديث قدسي:همانا علي پرچم هدايت وپيشواي دوستان من و روشني بخش كساني است كه مرا اطاعت ميكند. نور الثقلین ج ۵ ص۷۳

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 15:59 توسط امین

                                                 به نام آفریده علی (ع)

۱) همنشینی با هوسرانان باعث از یاد رفتن ایمان و حاضر شدن شیطان میشود (نهج البلاغه خطبه ۸۶)

۲ ) از پر کردن شکم دوری کنید که موجب قساوت قلب و باعث کسالت در نماز و سبب تباهی بدن میشود.                                                                                                                             

۳) نگاه به این که چه میگوید نه که میگوید.  

۴) حق به شخصیت ها شناخته نمیشود خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی  (میزان الحکمه ح ۴۱۲۹)                                                                

 ۵) گواراترین زندگی را کسی دارد که بدانچه که خدا قسمت او کرده راضی باشد.(غررالحکم ۳۳۹۷)

۶) خوشبخترین مردم کسی است که لذت گذرا را به خاطر لذت ماندگار ترک کند . (غررالحکم ح ۱۰۳۵۱)

۷)گناهی که بر اثر آن ناراحت شوی نزد خدا بهتر از کار نیکی است که تو را دچار خودپسندی و غرور کند. (نهج البلاغه حکمت ۴۶)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 21:49 توسط امین |

                                 به نام خداوند بخشاینده و مهربان

عرضم به حضور شما من شعری در مدح مولا آقا امام زمان (عج) گفتم امیدوارم مورد پسند مولا آقا و سرور ما حضرت مهدی (عج) قرار بگیرد و از این بنده ی حقیر و بینوا راضی باشند.

۱ـ روزگار ما همي بس پست و ظلمان۱          كه از دوري تو محو و پريشان

 

۲ـ روزگار ما بود سايه ي ديوان۲                     كه در انتظار آن مه رخشان

 

۳ـ روزگار ما بود تزوير۳ و حيران                       همه در فكر انبار زر۴ و نان

 

۴ـ روزگار ما بود زشت و پريشان                   كه بدون امل۵ به آن خير مومنان

 

۵ ـ همه عالم شوند بس پوچ و خسران۵          همه در آرزو ماندند حيران

 

۶ ـ كه يك روز مي آيد آن خير مومنان              همه دنيا بفهمند كاين۶ ابن پاكان

 

۷ ـ كه كم و بيش دارد انصار و ياران                 كه شوند مستشهدين راه رحمان۷

 


 درآمدي بر این شعر :

متاسفانه به دلیل عدم درک درست از لغات عربی من باید معانی و توضیحاتی برای هریک بنویسم.

۱ـ تاریک صفت تفضیلی  ۲ـ دیو ها و استکبار  ۳- ریاکاری   ۴ـ طلا    ۵ـ آرزو    ۶ـ که این و کین خوانده میشود  ۷ـ خدای رحمان

توضیحات : ۱ـ روزگار ما در پستی و ظلمت به سر می برد و به سبب دوری از امام و غیبت وی بی رنگ و پژمرده شده است.۲ـ عصر ما پر از مستکبران کم زوری است که به دلیل داشتن سایه بلنی و ابهت ظاهری مردم را فریفته و از اصل مهم زندکی که انتظار ظهور است قافل کرده است. ۳- دوران ما پر از ریاکاری و سر در گم بین خیر و شر است و همه فکر و ذکر ملت پر کردن شکم و ینکزون الذهب و الفضه است. ۴ـ این زمان با این خصوصیات بالطبع زشت و کریح میشود که اگر ما امید و آرزو خود را از مولامون مهدی برداریم ۵ ـ همه دنیا به سبب دوری از این نعمت که همانا نعمت منجی آخر زمان است همه جهان پوچ و لغو و بیهوده میشود و مردم این وسط زیانکار میشوند.حال اینکه واقعیت غیر این است همه در آرزو وصل دوست حیران و سرگشته اند۶ـ مژده که یک روز بقیه الله خیر لکم ... می آید و همه دنیا بفهمند که این شخص با اصل و نسب و پاک. ۷ـ در آن زمان یارانی دارد که برای او جان فشانی میکنند و در راه خدای رحمان شهید می شوند 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 20:37 توسط امین |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 18:32 توسط امین

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

هدف من از ایجاد این وبلاگ تفسیر حدیث و آوردن آن در مقیاس زندگی امروز بود ولی این طبع شعر نمی گذاره من کارم را انجام دهم این شعر من خدارا شکر قافیه دارد ولی باز از نظر وزنی می لنگد .

۱ـ عشق واقعی است رب العالمین                      ما بقیش همه بی مهر و اثیم

۲ـ عشق واقعی است رحمان الرحیم                    کز ثمر آرد جنات و نعیم

۳ـ عشق واقعی است جبار و رئوف                        کز لطف او گشته دوزخ خاموش

۴ـ عشق واقعی است صمد و شکور                      کز بدون او همه چیز خاموش 

۵ـ عشق واقعی است ذوفضل و قدیر                      که رسولان گشتند آیت و حکیم

۶ـ عشق واقعی است رب العلما ء                         که خوردند همه از جوی خدا

۷ـ عشق واقعی او هست و خودش                        که ما سوای او همه لغو و عبث   

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 20:19 توسط امین |

                                            بسم الله قاصم الجبارین

سلام ۲روز پیش طبع شعرم اومد و شعری گفتم اگر شما من را می دیدید باورتان نمیشد من این را سرودم ولی واقعا این شعر را خودم گفتم قافیه خوبی ندارد ولی مضامینش قابل توجه است. (البته حمل بر خود ستایی نباشد) خواهش میکنم اسم خوبی برایش پیشنهاد کنید.

۱ـ زندگی جز تعبد هیچ نیست            صراط المستقیمی بیش نیست

۲ـ زندگی گوشت کباب مرغ نیست         خوردن بردن مردن هیچ نیست

۳ـ این زمین سرای جاویدان نیست          شهوات همراه جنت ها نیست

۴ـ جنتان را با حماران راه نیست              جز عشاق علی کس راه نیست

۵ـ جنتان عبدالبطون را جای نیست          جای شرک نفاق کین نیست

۶ـزندگی جز تعبد هیچ نیست                  تعبد جز اطاعت بیش نیست

۷ـزندگی جز عشق مولا هیچ نیست         ورطه در زندگی دون مایه نیست

۸ـخدمت خلق جز تعبد هیچ نیست          وز تعبد آدمی هیچ چاره نیست

۹ـتعبد جز لاله ی خونین نیست               لقای رب خلائق بیش نیست

۱۰ـامین طالب جنات نیست                   جز لقاء الله در او ارضا نیست

۱۱ـلقاء الله جز تعبد هیچ نیست              مردن از شهوت و اصنام بیش نیست

۱۲ـای برادر این جهان باقی نیست           وز سرای باقی این دنیا نیست

۱۳ـوصف این دنیا کار هر پست نیست      کز امین را قدرت توصیف نیست

۱۴ـمولا را عجز در این توصیف نیست        که جهان جز خلط انعام بیش نیست 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 20:32 توسط امین |

                                                به نام خدای مهربان

قال علی (ع) :حذر کن از اینکه خود را برای مردم بیارایی و با معصیت به جنگ خدا بروی.   (نهج السعاده ج۱ ص۴۴۸ )

پیام: پیام خدا به همه ی مردم این است یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید ان یشاء یذهبکم و یات بخلق الجدید (ای مردم شما گدایان درگاه خدایید و او بی نیاز و ستودنی است اگر بخواهد همه ی تان را میبرد (جمع می کند) و خلقت دیگری می آورد.

پس ای اصحاب شیاطین ای دشمنان امام زمان (عج) ای اسراییل و آمریکا قاصب بتازید که ما شمشیر را از رو بستیم و سخت منتظر شماییم . زیاد به خودتان زحمت ندید که "فان حزب الله هم الغالبون"

یا امام یا مولا یا منقلبی و مسوای بیا که ما منتظران و عاشقان روی ماه توییم. بیا دیگر دل های ماطاقت دوری ندارد. ما را جزء اعوا و انصار خودت قرار ده و به  ما توفیق "المستشهدین  بین یدیه" بودن بده که در ای صورت ای "بقیه الله خیر لکم ان کنتم تعلمون" ما ماموریت خود را انجام دادیم و رستگار و سعاتمند به بسوی لقاء پرودگارمان شتافتیم.

پس ای جوانهایی که در مقابل خدا هیچ چیز نیستید نکنه یه وقت ادای اونا (شیاطین) را در بیارید و در زمره ی دشمنان خدا قرار گیرید که قطعا برای خودتان مفت آتش بپا میکنید که چند وقت دیگر مجبور شوید به آتش خودتان بسوزید.

                                                                                          اللهم عجل لولیک الفرج  

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 21:11 توسط امین |

                                          بسم رب اهل البيت نبوه

 

و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي و اقمن الصلاه و اتين الزكاه و اطعن الله و رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل بيت و يطهركم تطهيرا (احزاب 33)

و در خانه‏هاى خود بمانيد و همچون جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را بر پا داريد و زكاة را ادا كنيد، و خدا و رسولش را اطاعت نمائيد خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهلبيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد (سوره احزاب آيه ي 33)

 

من واقعا نمي دانم واقعا استدلال دشمنان ائمه براي جواب به اين آيه چيست؟ اگر ميگويند كه اهل بيت زنان پيامبرند كه در تاريخ حتي در كتب مورخ اهل سنت آمده كه 5 تن ال عبا كيستند و اگر مي گويند كه چون اين آيه درباره ي زنان پيامبر است كه در شان نزول اين آيه آمده بخشي از اين آيه كه براي اهل بيت امده در زمان ديگري نازل شده و امام علي در زمان جمع آوري قرآن آن را اينجا قرار داده است .

 از آنجايي كه سواد اين حقير قليل است و نمي تواند بسياري از سوالات شما را در اين باره جواب دهد پس حديثي ازپيامبر به نقل ازعايشه زن پيامبرمينويسم كه خود پاسخ گو بسياري از شبهات است.

 

و نيز ثعلبى در تفسير خود از عايشه چنين نقل مى كند: هنگامى كه از او در باره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ويرانگر سؤ ال كردند (با تاسف ) گفت : اين يك تقدير الهى بود!، و هنگامى كه درباره على (عليه السلام ) از او سؤ ال كردند چنين گفت :  آيا از من در باره كسى سؤ ال ميكنى كه محبوبترين مردم نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بودو از كسى ميپرسى كه همسر محبوبترين مردم نزد رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود، من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسين را ديدم كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنها را در زير لباسى جمع كرده بود و فرمود: خداوندا! اينها خاندان منند و حاميان من ، رجس را از آنها ببر و از آلودگيها پاكشان فرما، من عرض كردم اى رسول خدا آيا من هم از آنها هستم ؟ فرمود: دور باش ، تو بر خير و نيكى هستى اما جزء اين جمع نمى باشى .

اين گونه روايات با صراحت مى گويد كه همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) جزء عنوان اهلبيت در اين آيه نيستند.                                                                                   
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 16:26 توسط امین |

                                             بسم خالق کل مخلوق

من می دانم که اگر بخواهم به تفضیل درباره ی این مطلب بنویسم وبلاگم بالا نمی یاد بخاطر همین به صورت تلگرافی و مختصر من باب این موضوع می نویسم که وقت خواننده گان محترم هم گرفته نشود.

اول از همه باید فلسفه را معنی کنیم: یعنی چیستی ؟ چرایی؟ چگونگی؟ پس تا اینجا فهمیدیم که به چه سوالاتی باید پاسخ دهیم.

۱) چرا انسان خلق شد؟ ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات ۵۶) که درباره ی این موضوع در حدیث ۱ به تفضیل توضیح دادم.

۲)چگونه و از چی انسان خلق شد؟ درآیات قرآن داریم که انسان در ۶ روز آفریده شد و درباره ی اینکه از چی افریده شده ایات فراوانی داریم که به ترتیب آنها را می آروم.                                                 

الف) والله خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم جعلکم ازواجا (سوره فاطر ایه ۱۱)                                

ب) و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین  (سوره مومنون ۱۲) (از عصاره گل)                               

ج) و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون (حجر ۲۶)  (گل خشک سیاه صدادار)                 

د)خلق الانسان من صلصال کالفخار (گل خشک صدادار مانند سفال) ( کمی شرارت و شیطنت انسان هم به خاطر برخورد آتش با گل که سفال را پدید می آورد.)

این پروسه خلقت انسان است که به ترتیب اینگونه افریده شد و خدا او را لایق هر دو جهان قرار داد.

۳) اصلا خلقت چیست؟ خلقت به معنی انشاء کردن و آفریدن است که فقط خدا توانایی انجام آن فعل را دارد و بوجود اوردن هستی از نیستی است. البته انسان هم توانایی خلق را دارد که فقط او می تواند تخیلات و تفکرات را خلق کند و چیز جدید بوجود آورد. البته خلقت باید بدیع و نو باشد و از اسلوبی پیروی نکند.

                                                                                   و صلی الله علی محمد و اله طاهرین

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 14:27 توسط امین |

                                                     به نام خدا

برای دانلود کتب شهید مرتضی مطهری از جمله عدل الهی اینجا را کلیک کنید.

ياد ياران ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوست عزيز اگر از سرچ در اينترنت به اينجا رسيديد به شما خوش آمد مي گويم . در اينجا چند لينك مفيد جهت شناخت هرچه بيشتر آقاي خامنه اي - رهبر ايران - مي گذارم ... باشد كه استفاده ببريد .

سايت رسمي آقاي خامنه اي

سایت رسمی دفتر آقای خامنه ای

آلبوم تصاویر در سایت رسمی

زندگی نامه در ویکیپدیا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و چند نکته ی دیگر:

۱. کتاب مورد علاقه ی آقای خامنه ای - آنطور که من فهمیدم - بینوایان ویکتور هوگو می باشد.

۲. ایشان بسیار به ادبیات فارسی علاقمند بوده و از سنین نوجوانی شاعر می باشند .

ساکن خم خانه را مقصد می است                    عارفان را شور و مستی  از  نی  است

من خمینی را ستایم چون که او                        هم خم است و هم می است و هم نی است

۳. فرزندان ایشان هیچکدام مسئولیت ندارند و هیچ کس ایشان را نمی شناسد . و همه با نام خانوادگی "حسینی" که فامیلی اصلیشان است زندگی می کنند.

۴. آقای خامنه ای بر خلاف اسمش متولد مشهد است و در مشهد بزرگ شده است . اصالتا آذری است.

۵. کتاب "داستان سیستان" نوشته ی رضا امیرخانی سفرنامه ای بسیار جالب از آقای خامنه ای است که توسط انتشارات نیستان به چاپ رسیده است. 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 18:14 توسط امین |

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم ملک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم      صراط الذین انعمت علیم غیر مغضوب علیهم ولاضالین

با نام خداوند سبحان اولین مطلبم را ارسال میکنم. من در این وبلاگ علاوه بر بررسی تخصصی احادیث و تفسیر قران به بررسی مسایل سیاسی اجتماعی اقتصادی جامعه نیز می پردازیم.

خوشحال میشوم اگر اشتباهی در وبلاگ من دیدید به من اطلاع دهید و در ضمن اگر سوالی و اشکالی درباره ی مسائل دینی مذهبی دارید مطرح کنید من در اسرع وقت نتیجه بررسی خود را به میل شما ارسال می کنم.

 

                                                           و صلی الله علی محمد و اله طاهرین                    

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:49 توسط امین |